زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٨٨ - رسيدن عمرو بن معد يكرب خدمت پيغمبر اكرم
اين جماعت عرضه داشت، و آنان هم اسلام را قبول كردند، و از روى صدق و صفا مسلمان شدند و حضرت رسول زيد الخيل را «زيد الخير» نام گذاشتند، و مقدارى زمين و اشجار هم به او واگذاشته و در اين مورد قراردادى هم با وى نوشتند.
هنگامى كه زيد از نزد پيغمبر بيرون شد و بسوى خويشاوندانش حركت كرد، حضرت فرمود: زيد از تب مدينه نجات پيدا نخواهد كرد، وى موقعى كه به نجد رسيد در محلى بنام «فرده» گرفتار تب و مرض شد، و فوت نمود، و زنش نامههاى پيغمبر را كه در اختيار زيد بود سوزانيد.
محمّد بن اسحاق گويد: عدى بن حاتم از مسلمين فرار كرد، ولى خواهرش به اسارت افتاد، و او را خدمت پيغمبر آوردند، حضرت رسول بر او منت نهاد و او را لباس پوشانيد و مقدارى نفقه نيز به وى مرحمت كرد خواهر عدى پس از اين از مدينه بيرون شد و با كاروانى بطرف شام رفت، و برادرش را واداشت تا حضور پيغمبر اكرم برسد، عدى بن حاتم خدمت حضرت رسول ٦ رسيدند و مسلمان شدند، و پيغمبر هم از وى احترام كرد و او را روى و ساده نشانيد.
رسيدن عمرو بن معد يكرب خدمت پيغمبر اكرم
عمرو بن معد يكرب خدمت پيغمبر رسيد و اسلام اختيار كرد، پس از اين روزى نظرش به ابو عثعث خثعمى افتاد و از گردن او گرفت تا حضور حضرت رسول رسانيد و گفت: اين فاجر پدرم را كشته است اينك مرا اجازه دهيد تا انتقام بگيرم، پيغمبر فرمود: اسلام جريان جاهليت را از بين برده، و شما نميتوانيد از وى قصاص بگيريد.
در اين هنگام عمرو ناراحت شد و از اسلام برگشت و بار ديگر در سلك كفار و مشركين درآمد، و پس از خروج از مدينه بر گروهى از بنى حارث حمله آورد و اموال آنان را بغارت برد، حضرت رسول علي بن ابى طالب را به بنى زبيد فرستاد و او را بر مهاجرين امير نمود، و خالد بن وليد را با جماعتى از اعراب بطرف «جعفى» فرستادند و فرمودند: هر گاه اين دو گروه بهم رسيدند امارت لشكر در