زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٨٧ - آمدن عدى بن حاتم به خدمت حضرت رسول
گفت: من او را- يعنى حضرت رسول- مشغول ميكنم و وى را متوجه خود ميسازم تو ناگهان با شمشير به او حمله كن.
چون خدمت حضرت رسول رسيدند، عامر گفت: يا محمّد با من محبت و دوستى كن، پيغمبر فرمود: تا بخداوند و رسول ايمان نياورى اين امر ممكن نيست، پس از اينكه پيغمبر از پذيرفتن گفتههاى او امتناع فرمود گفت: به خداوند سوگند مدينه را از سواره و پياده پر خواهم كرد.
هنگامى كه عامر بن طفيل از خدمت پيغمبر بيرون شد، حضرت فرمود: خداوندا مرا از شر و مكر او كفايت كن، بعد از خروج آن دو نفر از خدمت نبى اكرم، عامر بن اربد گفت: چرا دستور مرا در باره او اجرا نكردى؟ اربد گفت: هر گاه قصد كردم فرمان شما را اجرا كنم، شما ميان من و محمّد فاصله ميشدى، آيا من شما را با شمشير ميزدم؟!.
پس از اينكه عامر بن طفيل از مدينه بيرون شد، و به محل خود ميرفت، پروردگار در بين راه طاعون را بر وى مسلط ساخت و او را از بين برد، اصحابش او را دفن كردند و به ولايات خود برگشتند، و بعد از مردن عامر خداوند بوسيله صاعقه اربد و شتر او را سوزانيد.
در كتاب ابان بن عثمان آمده كه اين دو نفر بعد از غزوه بنى نضير خدمت پيغمبر رسيدند، راوى گويد: عامر در هنگام مرگ ميگفت: اين مرض شتران جوان است كه به من اصابت كرده و من هرگز از اين مرض رهائى نخواهم يافت، و در خانه زن سلوليه خواهم مرد، ابان گويد: حضرت رسول در باره عامر و اربد ميفرمود:
خداوندا در مقابل اينها دو نفر سوار عرب را به من برسان، پس از اين زيد بن مهلهل طائى معروف بزيد الخيل و عمرو بن معديكرب حضور پيغمبر رسيدند.
آمدن عدى بن حاتم به خدمت حضرت رسول ٦
از جمله كسانى كه خدمت نبى اكرم رسيدند، جماعتى از قبيله «طى» بودند كه از جمله آنان زيد الخيل و عدى بن حاتم بشمار ميرفتند، پيغمبر اسلام را بر