زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٨ - معجزاتى كه قبل از بعثت به ظهور رسيده نگاشته مىشود
اگر چه بىسر و صدا بدنيا خواهد آمد و ليكن خداوند آوازه او را بلند ميگرداند، و از خويشان ما از براى او ياورانى قرار ميدهد، پروردگار دوستان خود را به وسيله او عزت ميدهد، و دشمنانش را نابود ميكند.
مردم براى رفع نيازمنديهاى خود بطرف آنان خواهند آمد، و نفائس و جواهرات زمين براى آنان مباح ميگردد، در زمان او بتها شكسته ميگردند، و آتشكدهها خاموش ميشوند، مردم خداوند را مىپرستند، و شيطان را از خود دور ميكنند، گفتار وى حق را از باطل جدا ميكند، و فرمانش منشور عدل و داد ميگردد، مردم را بكارهاى نيك وادار ميكند، و خود نيز به سخنانش عمل مينمايد، و از كارهاى زشت مردم را نهى ميكند و آنها را باطل و نابود ميسازد.
عبد المطلب گفت: اى ملك مقامت روز بروز عزت پيدا كند، و شأنت بالا رود و سلطنت شما باقى باشد، و عمرت بدرازا كشد، اكنون مرا خوشوقت نما و از چشمه علمت سيراب كن و مقدارى از اين مطالب را بيان كن تا من به موضوع روشن گردم.
ملك گفت: سوگند به خانه كعبه و ذبايحى كه در آنجا انجام ميدهند شما جد آن كسى هستيد كه اين اوصاف از براى او گفته شد و دروغ هم نميگويم، راوى گويد عبد المطلب در اين هنگام به سجده افتاد، ملك به او گفت: پيشانى خود را از زمين بردار، اكنون دلت آرام گرفت و قلبت مطمئن گرديد.
در اين هنگام سيف بن ذى يزن گفت: آيا از اين مطالبى كه گفتم موضوعى را به خاطر آوردى كه براى او سجده كردى؟ عبد المطلب فرمود: آرى فرزندى داشتم كه بسيار مورد علاقه و محبت من بود، دخترى از شريفترين افراد قوم خود را براى وى تزويج كردم، كودكى از اين دختر متولد شد نام وى را محمّد گذاشتم، پس از اين پدر و مادر او مردند، اكنون من و عمويش كفالت او را بعهده گرفتهايم.
ابن ذى يزن گفت: من اين حرفها را به شما گفتم، و اكنون نيز ميگويم:
فرزند خود را نگهدارى كن و او را از شر يهوديان محافظت نما زيرا آنان دشمن او هستند، و خداوند او را از مكر و كيد يهوديان نگهدارى خواهد فرمود، اينك اين مطالب را