زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٧٥ - ٤٧ - غزوه طائف
محسوب باش.
گويد: به علي ٧ گفتم: شما هر طور نظر داريد مرا راهنمائى كنيد، گفت:
من ميل دارم آن چه كه پيغمبر به شما مرحمت فرموده بگيريد و راضى شويد، گفت:
من به اين راضى هستم. راوى گويد: جماعتى از انصار از جريان تقسيم غنائم حنين ناراضى بودند و سخنان زشتى بر زبان جارى كردند، يكى از آنان گفت: اين مرد خويشاوندان و بنى اعمامش را بر ما انصار كه در يارى كردن او مشقتهاى فراوانى را ديديم ترجيح داد.
هنگامى كه حضرت رسول ٦ از نيت انصار مطلع شد، امر كرد آنان در يك جا اجتماع كنند، و ديگران در جلسه آنها شركت نداشته باشند، پس از اين در حالى كه مقدارى خشمگين بنظر ميرسيد، و علي ٧ را نيز همراه خود داشت، در اجتماع آنان شركت فرمود، و در ميان مجلس در وسط مردم جلوس فرمود.
در اين هنگام گروه انصار را مخاطب قرار داده گفت: آيا شما در كناره حفرهاى از آتش قرار نداشتيد و من نزد شما آمدم و خداوند بوسيله من شما را از افتادن در آتش نجات داد، گفتند: آرى چنين است، و ما منت خدا و رسول را قبول داريم و از اين نعمت و فضيلت سپاسگزاريم، فرمود: من نزد شما آمدم در حالى كه همه با هم دشمن بوديد و خداوند بين شما را الفت و مودت قرار داد، گفتند: آرى چنين است.
پس از اين فرمود: من در حالى نزد شما آمدم كه عدد شما بسيار كم بود و خداوند بوسيله من شما را نيرو داد و بر جمعيت شما افزود، پس از اين سكوت فرمود، و بعد گفت: چرا جواب نميدهيد؟ گفتند: جواب ميدهيم يا رسول اللَّه! پدر و مادر ما فدايت باد، منت شما را قبول داريم، و از اين شرافت و فضيلت سپاسگزاريم.
حضرت رسول ٦ فرمود: ممكن است بگوئيد: شما را تكذيب كردند، و از خانه و زندگي بيرونت نمودند، ما شما را مكان داديم، و گفتارت را تصديق كرديم، و خوف را از شما برطرف ساختيم، و وسائل آسايش شما را فراهم نموديم، در اين هنگام فرياد انصار بلند شد و بزرگان و مشايخ آنها بپا خواستند و دست و پاى او را