زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٧ - معجزاتى كه قبل از بعثت به ظهور رسيده نگاشته مىشود
ابن ذى يزن بر حكومت حبشه غالب شده در اين هنگام جماعتى از قريش كه از جمله آنها يكى عبد المطلب بود نزد او رفتند، هنگامى كه نزد او رسيدند از وى اجازه ورود خاستند (در اين جا مرحوم طبرسى مقدارى از حديث را حذف كرده و بعد فرموده): راوى گويد: سيف بن ذى يزن عبد المطلب را دعوت كرد او را نزد خود جاى داد و گفت: من در نظر دارم از اسرار خود مقدارى با شما صحبت كنم، و جز شما با كسى ديگر از اين موضوعات بحث نميكنم، و چون شما را محل اطمينان ميدانم از اين جهت قصد دارم تو را از اين مطالب آگاه كنم، اين مطالب بايد در نهان بماند تا خداوند او را ظاهر سازد و امر خود را آشكار نمايد.
من در كتاب مخصوصى كه اكنون در نزد ما نگهدارى مىشود، و علوم آن را جز ما كسى نميداند، خبر عظيمى يافتهام كه بسيار اهميت دارد، در اين خبر مطلبى است براى مردم عموما و براى خانواده شما خصوصا شرافت و عزت بزرگى در بر دارد كه موجب شرف و فضيلت در حيات و ممات خواهد بود.
عبد المطلب گفت: چه قدر خوب است كه اين خبر خوش و مسرت بخش از طرف ملك اعلام شود، اكنون بفرمائيد اين موضوع از چه قرار است جان باديهنشينان قربانت گردد؟! گفت: در تهامه كودكى متولد خواهد شد كه بين دو كتف او خالى خواهد بود، وى پيشواى مردم خواهد شد، و رياست و زعامت در خانواده شما تا روز قيامت باقى خواهد ماند.
عبد المطلب گفت: ما اكنون انتظار خواهيم كشيد تا اين موضوع ظاهر گردد و من از اين خبر خوش كه به ما داديد خوش وقت شدم، و اگر از عظمت و بزرگوارى و عزت و قدرت ملك نبود هر آينه از اسرار اين خبر بزرگ مىپرسيدم تا بيشتر خوش حال گردم.
سيف بن ذى يزن گفت: اين كودكى كه متولد خواهد شد، نام او محمّد است، پدر و مادرش خواهند مرد و كفالت او به عهده جد و عمويش خواهد افتاد، و اين كودك