زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٣٠ - ٢٢ - غزوه بدر اخيره
تا آنجائى كه پيغمبر نماز خوف خواندند، و پس از آن مراجعت كردند گفته شده: علت اينكه اين غزوه را «ذات الرقاع» گويند، براى اين است كه اين محل در كوهي واقع شده كه مقدارى از آن قرمز و مقدارى سياه و سفيد است و از اين جهت او را ذات الرقاع گفتهاند، بعضى گفتهاند: وجه تسميه اين غزوه به ذات الرقاع از اين جهت است كه: پاهاى مردم در اين زمين از سوزش و حرارت زمين زخم شد و اصحاب پاهاى خود را با كهنه ميبستند.
حضرت رسول ٦ هنگامى كه در اين محل بودند، روزى كنار رودخانهاى قرار گرفتند، و اصحاب آن جناب در اين هنگام در طرف ديگر رودخانه بودند، ناگهان سيلى جارى شد و بين او و يارانش را فاصله انداخت يكى از مشركين از دور پيغمبر را ديد و گفت: من اكنون محمد را خواهم كشت، او شمشيرش را در دست گرفت و بطرف حضرت آمد و گفت: يا محمد! اكنون چه كسى شما را از دست من نجات ميدهد؟ پيغمبر فرمود: واى بر تو خداوند مرا نجات خواهد داد.
در اين هنگام كه وى با حضرت سخن ميگفت ناگهان با سينه بر زمين آمد، و پيغمبر شمشير را از وى گرفت و بر سينهاش نشست و فرمود: چه كسى شما را از من ميرهاند؟ عرض كرد: بزرگوارى و سخاوت شما، پيغمبر از روى سينه او حركت كرد و آن مرد ميگفت: به خداوند قسم تو از من شريفتر هستى.
٢٢- غزوه بدر اخيره:
حضرت خاتم النبيين ٦ براى مواعدهاى كه با ابو سفيان داشتند، در ماه شعبان بطرف «بدر» حركت كردند، و هشت روز در آن محل اقامت فرمودند، ابو سفيان با جماعتى از اهل تهامه بيرون شدند و قصد داشتند بطرف بدر بيايند، هنگامى كه به «ظهيران» رسيد از قصدش منصرف گرديد، پيغمبر پس از اينكه از مراجعت ابو سفيان مطلع شدند، در بازار محل حاضر گرديدند، و مقدارى خريد و فروش نمودند و سود فراوانى بردند.