زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٢٩ - ٢١ - غزوه ذات الرقاع
هنگامى كه پيغمبر به مدينه مراجعت ميكردند يكى از اصحاب كعب كه براى كمك و يارى او مىآمد در راه حضرت رسول ٦ را ديد، او جريان حضرت را به كعب اطلاع داد، و اصحاب پيغمبر نيز از قضيه مراجعت آن جناب مطلع شدند و آنان هم برگشتند.
عبد اللَّه بن صوريا كه دانشمندترين يهوديان بود گفت: به خداوند سوگند پروردگار محمد او را از نيت سوء و مكر و فريب شما خبر داده، و اينك فرستاده وى خواهد آمد و شما را به ترك اين ديار امر خواهد كرد، اكنون به حرف من گوش فرا دهيد و به وى ايمان بياوريد، تا مال و جان شما در امان باشد، و اگر از گفتار او درگذريد شما را از اين محل بيرون خواهد كرد.
يهوديان گفتند: خروج ما از اين محل و ترك مال و ديار بر ما گواراتر است تا اينكه به محمد ايمان بياوريم!، عبد اللَّه گفت: ولى اگر ايمان بياوريد براى شما بهتر است، و اگر براى رسوائى شما نبود من ايمان مىآوردم پس از اينكه حضرت رسول ٦ به مدينه مراجعت كردند، محمد بن مسلمه را نزد يهوديان فرستادند، و براى آنها سفارش اكيد كردند كه هر چه زودتر از اموال خود برداشته و از ديار خود بيرون شوند، و حضرت امر فرمودند كه تا سه روز بايد يهوديان منازل خود را تخليه كنند.
٢٠- غزوه بنى لحيان:
در اين غزوه پيغمبر ٦ نماز خوف خواندند، و هنگامى كه در «عسفان» توقف داشتند خداوند آن حضرت را از مقاصد مشركين مطلع فرمودند، بعضى گفتهاند غزوه بنى لحيان پس از غزوه بنى قريظه واقع شده است.
٢١- غزوه ذات الرقاع:
غزوه ذات الرقاع دو ماه بعد از غزوه بنى نضير اتفاق افتاد، بخارى گويد: اين غزوه بعد از خيبر بوده، حضرت رسول در اين جنگ با جماعتى از «غطفان» بر خورد كردند ولى بين آنها جنگى واقع نشد، در اين غزوه مردم يك ديگر را ميترسانيدند