زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١١٥ - ١٤ - غزوه بنى قينقاع
كاروانهاى قريش برخوردند، در ميان اين قافله تجارتى ابو سفيان هم بودند، وى مقدار زيادى نقره با خود داشت.
جريان اين واقعه از اين قرار است كه: مشركين قريش پس از وقعه بدر راه بازرگانى خود را بطرف شام تغيير دادند، و از طريق عراق به اين مسافرت اقدام كردند كفار قريش مردى از قبيله بكر بن وائل را كه وى را فرات بن حيان مىگفتند براى راهنمائى اجير كردند زيد بن حارثه به اين كاروان دست يافت و آنان فرار كردند.
در روايت واقدى آمده كه رياست اين كاروان را صفوان بن اميه بعهده داشت و اصحاب حضرت رسول ٦ اين كاروان را حضور پيغمبر آوردند و دو مرد را نيز اسير گرفتند يكى از اسيران فرات بن حيان بود كه وى اسلام اختيار كرد و از كشته شدن رهائى يافت.
١٤- غزوه بنى قينقاع:
اين غزوه روز شنبه نيمه شوال پس از گذشتن بيست ماه از هجرت اتفاق افتاد جريان اين واقعه از اين قرار است كه: حضرت رسول ٦ اصحاب خود را جمع كرد و در بازار «بنى قينقاع» حاضر گرديد و به يهوديان فرمود: از خداوند بترسيد كه مانند قريش گرفتار عذاب پروردگار نشويد اكنون اسلام را اختيار كنيد زيرا شما اوصاف مرا در كتاب خود مىبينيد.
يهوديان گفتند: يا محمد! اين پيروزىها شما را گول نزند، و از موفقيتى كه در برابر خويشاوندانت پيدا كردى فريب نخورى بخداوند سوگند اگر ما با تو جنگ كنيم آن وقت مىفهمى كه ما بر خلاف آنها هستيم، در اين هنگام نزديك بود كه مشاجره و نزاع بين مسلمين و يهوديان درگيرد، و اين آيه شريفه در اين مورد نازل شد: قَدْ كانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتا- تا آنجا كه گفت: لِأُولِي الْأَبْصارِ».
روايت شده كه حضرت رسول ٦ شش روز يهوديان را محاصره فرمود تا آنگاه كه از دستور پيغمبر اطاعت كردند عبد اللَّه بن ابىّ بپا خواست و عرض كرد: