زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١١٠ - ٩ - غزوه بدر كبرى
كه اسلام اختيار كردند و عقبة بن ابى معيط و نضر بن حارث هم بدستور پيغمبر كشته شدند.
حضرت رسول ٦ به عباس فرمود: اكنون براى خود و برادرزادگانت عقيل و نوفل فديه بده، و هم چنين براى حليفت عتبة بن عمرو و برادران بنى حارث بن فهر نيز فديه بده زيرا شما ثروتمند و مرد متمولى هستيد، عباس عرض كرد: من اسلام اختيار كرده بودم ولى مشركين مرا با اكراه و اجبار به اين جنگ كشانيدند.
پيغمبر فرمود: اگر شما در واقع مسلمان بودهايد، خداوند به شما پاداش خواهد داد، و ليكن شما در ظاهر قضيه بر عليه ما اقدام كردهايد، عباس عرض كرد:
من مالى كه فديه بدهم ندارم، حضرت فرمود: پس آن پولها كجا است كه در مكه به امّ الفضل دادى و به او گفتى: اگر من در اين سفر به خطر افتادم و از بين رفتم اين پول را به فرزندان من فضل و عبد اللَّه و قثم بدهيد، و كسى هم جز شما و ام الفضل از اين جريان اطلاع ندارد.
عباس عرض كرد، يا رسول اللَّه! من ميدانم شما رسول خدا هستيد، زيرا از اين قضيه كسى جز من و امّ الفضل اطلاع ندارد، اكنون مرا به بيست اوقيه كه در جنگ از من غنيمت گرفتهايد فديه كنيد، پيغمبر فرمود: آن بيست اوقيه را خداوند بما ارزانى كرده و در فديه شما حساب نخواهد شد، پس از اين مذاكرات عباس خود را به صد اوقيه و نوفل و عقيل نيز هر كدام به چهل اوقيه خود را فديه كردند.
امير المؤمنين ٧ در روز بدر وليد بن عتبة بن ربيعه و عاص بن سعيد بن عاص و طعيمة بن عدى و نوفل بن خويلد را كشتند، على ٧ تيرى بطرف طعيمه افكند و او را كشت پس از آن فرمود: به خدا سوگند بعد از اين روز از دشمنى و عداوت ما دست كشيد، نوفل بن خويلد نيز در مكه ابو بكر و طلحه را با ريسمان بسته و آنها را عذاب ميداد.
پس از اينكه جنگ بدر تمام شد و گرد و خاك فرو نشست، پيغمبر به پا خواست و فرمود، ستايش ميكنم خدا را كه دعوت مرا اجابت كرد، و مشركين را