زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٠٦ - ٦ - بدر اولى
«ينبع» رفتند، و چند روزى از جمادى الاولى و جمادى الآخرة را در آنجا توقف كردند، و با بني مدلج و بنى ضمره قراردادهائى گذاشتند.
عمار بن ياسر گويد: من و على بن ابى طالب ٧ در غزوه عشيره مصاحب بوديم علي بن ابي طالب به من گفت: يا ابا اليقظان! اينك بنى مدلج بالاى چشمه آب جمع شدهاند، بيائيد به اتفاق همديگر نزديك آنها برويم، ببينيم به چه كارى اشتغال دارند.
عمار گفت: يا علي بن ابى طالب بطرف آنها رفتيم، و مدتى آنان را نگاه كرديم، پس از اين خواب ما را گرفت و ما در اين هنگام به چند درخت خرما كه در زمين صاف و بىعلفى واقع شده بود پناه برديم و در آنجا خوابيديم، بعد از مدتى متوجه شديم حضرت رسول ٦ با پاى مبارك خود ما را از خواب بيدار ميكند پس از اينكه از خواب بيدار شديم و گرد خاك را از خود پاك كرديم، حضرت به على ابن ابى طالب ٧ فرمود: يا ابا تراب! آيا شما را از شقىترين مردم اطلاع ندهم گفتيم آرى ما را از آن خبر دهيد، پيغمبر فرمود: يكى از اشقياء «احيمر» ثمود است كه ناقه حضرت صالح ٧ را پى كرد، و ديگرى آن كس است كه محاسنت را با خونت خضاب خواهد كرد
٦- بدر اولى:
بعد از چندى حضرت رسول ٦ از «عشيره» بطرف مدينه مراجعت كردند و چند روزى از اقامت آن جناب نگذشته بود كه كرز بن جابر فهرى در اطراف مدينه دست به نهب و غارت زد، پيغمبر براى تعقيب او از مدينه بيرون شدند و تا «سفوان» در ناحيه بدر پيش آمدند.
اين غزوه را بدر اولى گفتهاند و حامل پرچم حضرت رسول ٦ در اين غزوه على بن ابى طالب ٧ بود، هنگامى كه پيغمبر از مدينه بيرون شدند زيد بن حارثه را به جاى خود در مدينه گذاشتند، كرز بن جابر از حركت پيغمبر مطلع شد و از