زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٠٤ - (حوادث ليلة المبيت و حيله مشركين) و هجرت پيغمبر به مدينه
روزى كه حضرت زهرا را به منزل علي بن ابى طالب بردند نه سال بيشتر نداشت پيغمبر ميفرمود: ما از حارثة بن نعمان شرم داشتيم، زيرا كه همه منزل او را گرفته بوديم، حارثه از اين گفتار حضرت رسول اطلاع پيدا كرد و خدمت آن جناب رسيد و عرض كرد: يا رسول اللَّه! جان و مالم در راه خدا و پيغمبرش ارزشى ندارد، من آن را دوست دارم كه تو از من گرفته باشى.
حضرت خاتم النبيين در باره وى دعا فرمود و براى او جزاى خير طلبيد، پس از اين حضرت فاطمه را نزد علي بن ابى طالب ٧ در منزل حارثه بردند، و بستر آنها در شب زفاف عبارت بود از يك پوست گوسفندى كه روى او خوابيدند.
علي بن ابراهيم گويد: حضرت رسول ٦ در مكه و تا هفت ماه بعد از هجرت نيز بطرف بيت المقدس نماز ميخواندند، در اين هنگام يهوديان به آن جناب گفتند تو از ما متابعت و پيروى ميكني، زيرا كه شما بطرف بيت المقدس كه قبله ما هست نماز ميخوانى، و ما قبل از تو نماز ميخوانيم.
پيغمبر از اين جهت اندوهگين شد و دوست داشت كه خداوند قبله را بطرف كعبه تغيير دهد، حضرت در دل شب از منزل بيرون ميشد و به اطراف آسمان نگاه ميكرد و منتظر فرمان خداوند بود، روزى كه تغيير قبله پيش آمد پيغمبر در مسجد بنى سالم نماز ميخواند، حضرت دو ركعت بطرف بيت المقدس خواند، و دو ركعت بطرف كعبه اداء كرد.
در اين هنگام كه در اين مسجد بود اين آيه شريفه نازل گرديد: قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها- الايات» پس از اين آيات قتال و جهاد با مشركين قريش آمد: أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ- الآية.