رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ١٢٦ - قاعده
و چون مطابق شد، پس در جرم نيست و نه در چيزى كه از جرمانى باشد، پس محلّش برى است از ابعاد و از جهات و آن نفس است.
(٢٤) برهانى ديگر آنست كه چون تو چيزى مطابق را معقول گردانى بىخصوص مردمى و سياهى و مقدار، اگر محلّش جسم بودى چون آن را در وهم قسمت كردندى صورت چيزى نيز منقسم شدى زيرا كه عرض منقسم شود به انقسام حاملش. يا آن باشد كه هر جزوى از چيزى چيزى باشد پس[١] فرق نباشد ميان كلّ و جزو زيرا كه كلّ نيز چيزى است. و نيز اگر هر جزوى چيزى باشد با چيز ديگر از خصوص مقدار و غيره، پس جزو بر كلّ زيادت گشت و اين محالست. و اگر هر جزو از مفهوم چيزى چيزى نباشد و نه چيزى با خصوص عرضى ديگر، پس چيزى با جزوى باشد كه آن ناچيز باشد و اين همه محالست، پس محلّ چيزى جسم نيست و نه چيزى منقسم.
(٢٥) و همچنين مفهوم كردى يكى را مطلق برى از خصوص مقدار، اگر محلّ او منقسم شدى مفهوم يكى منقسم شدى، پس يكى نباشد.
و يا فرض كرديم كه يكيست، پس محلّش منقسم نشود. پس محلّ معقولات چيزى نيست كه منقسم شود در وهم و يا اشارتپذير باشد و يا او را مقداريست يا وضعى، بلكه او را ذاتيست احدى برى از جاى و محلّ و جهات. رستگارى يافت و استكمال [آن كس كه او را][٢] شناخت، و زيان كار گشت آن كس كه او را در نيافت [و هلاك شد چنانكه در تنزيل][٣] آمد
[١] پس: و پسI
[٢] آن كس كه او را:-I ) لقد افلح من عرفها و استكملهاA (
[٣] و هلاك شد چنانكه در تنزيل:-I ) بعلت صدمه خوردن فيلم اين قسمت از متن محو شده بود)( و خسر من جعلها و ضيعها كما ورد فى التنزيلA (