رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٧٠ - فصل نهم در بقاى نفس و سعادت و شقاوت و مانند آن
١٢- همكار فاضل اين جانب آقاى مظفّر بختيار كه در مقابله متون اين رسائل نهايت كمك و همكارى را داشتهاند در شرف تهيّه تحقيقى در اين باب هستند.
١٣- در رسائلى كه از آن نسخ معتبر قديمى در دست بود رسم الخطّ قديمى در آنجا كه مىتوانست سرمشقى از براى رسم الخطّ فارسى كنونى باشد و مانع خواندن متن بسهولت نشود حفظ شده است.
١٤- همين امر بود كه دانشمند فقيد لوئى ماسينون را هنگام مطالعه آثار و احوال حلّاج متوجّه سهروردى ساخت و در بسيارى از آثار خود از سهروردى نام برد و در يكى از كتب خويش به طبقهبندى آثار شيخ اشراق پرداخت. رجوع شود به:
L. massignon, receuil de textes inedits concernant l, histoire de la mystique en pays d, islam, paris, ٩٢٩١, p. ٣١١
. پس از مطالعه بيشتر در آثار سهروردى راقم اين سطور به اين نتيجه رسيده است كه نمىتوان از اين تقسيم بندى دفاع كرد و رسائل عرفانى را آثار دوره جوانى، رسائل مشائى را متعلّق به نيمه عمر و آثار اشراقى را ثمر پايان عمر او دانست، چنانكه مثلا در «الواح عمادى» كه هم رسالهاى متعلّق به دوره «مشّائى» و هم داراى حكايتى كاملا عرفانى همانند كوتاه رسائل عرفانى است شيخ به «حكمة الاشراق» خود اشاره مىكند و همين امر ثابت مىكند كه «الواح عمادى» بعد از «حكمة الاشراق» يا اقلّا مقارن با آن نوشته شده است.
رجوع شود به «مفسّر عالم غربت و شهيد طريق معرفت شيخ اشراق شهاب الدين سهروردى» به قلم سيّد حسين نصر، نشريّه معارف اسلامى،