رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٤٢٠ - فصل اول در احوال وجود آدمى در اين عالم
عجيب و بديع بارى تعالى[١] است[٢] تا[٣] اين عالم نيز موازى و مماثل[٤] و مشابه آن عالم باشد، كه اگر نه اين حالت بودى هرگز آدمى خداى را عزّ و جلّ[٥] و فريشتگان را در نتوانستى يافتن[٦].
(٢١) اكنون ببايد دانستن[٧] كه هر چه اندر[٨] آن عالم است بيشترين آن را[٩] مثلى و شبيهى اندرين عالم هست اگر چه اين عالم باضافت[١٠] آن عالم سخت ضعيف و حقير است و همچون ظلّ[١١] و شجر[١٢][١٣] است. و كاملترين موجودات كه او را اندرين عالم با آن عالم مناسبت[١٤] و مشابهت است آدمى است، و بدين سبب او را «عالم كوچك» خوانند بحكم آنكه حواشى عالم روحانى و جسمانى بر هم[١٥] زدهاند و نمودارى مختصر كه آدمى است[١٦] از او با هم آورده، و كلام الهى برين معنى ناطق است[١٧]، عز من قائل: «سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ»[١٨].
و اين حديث[١٩] كه [خلاصه آفرينش محمد مصطفى صلوات اللّه و سلامه عليه فرموده است][٢٠] كه «انّ اللّه تبارك و تعالى خلق آدم على صورته»[٢١] هم دليلى روشن است در اين باب، [و احتمال شرح اين سخن در اين مختصر نمىگنجد][٢٢][٢٣].
[١] و بديع بارى تعالى:-H
[٢] تعالى است: تعالىM ،+ و از ابداع بارى عز و علاستH
[٣] تا: كهTM
[٤] و مماثل:-H
[٥] عز و جل: جل جلالهM
[٦] يافتن:
يافتM
[٧] اكنون ببايد دانستن: بدان كهTM
[٨] اندر: درTM
[٩] بيشترين آن را: بيشتر او راT
[١٠] باضافت: باضافه باM ، اضافه بآنT
[١١] ظل: ظلىH
[١٢] و شجر:H
[١٣] شجر: شبحيT
[١٤] مناسبت: نسبتH
[١٥] بر هم: در همTM
[١٦] كه آدمى است:-H
[١٧] برين معنى ناطق است: بدين ناطقستT
[١٨] سوره ٤١( فصلت) آيه ٥٣
[١٩] و اين حديث: و آن سخنM
[٢٠] خلاصه ... فرموده است:-TM
[٢١] اين حديث بصورت« خلق اللّه آدم على صورته» در مسند احمد بن حنبل، ٢- ٢٤٤ آمده است
[٢٢] و احتمال ... نمىگنجد:-TM
[٢٣] نمىگنجد: نمىكندH