رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٤١٨ - فصل هفتم در شناختن افعال واجب الوجود
نباشد، و ناقص آن بود كه همه ممكنات در حقّ او موجود نباشد، و او حاجتمند بود باكتساب كمال از غيرى. و اين جواهر سهگانه بعضى از ايشان كاملاند و بعضى ناقص و ايشان را حالاتى است بقياس بعضى با بعضى.
(١٩) اكنون گوئيم[١] بارى تعالى و تقدّس مبدأ همه موجودات است و عقل اوّل مبدأ [نفوس است و نفس اوّل مبدأ][٢] اجسام است، و عقل اوّل شريفترين عقول است، و نفس اوّل شريفترين نفوس است، و فلك اوّل كه باصطلاح شريعت[٣] «عرش» گويند شريفترين افلاكست. و همه موجودات صادر از فيض و علم بارى تعالى است، پس همه فعل اوست، پس همه مصنوعات و مخلوقات از اواند و يك ذرّه از ذرّههاى عالم از علم او خالى نيست تا حركت يك تار[٤] موى بر تن حيوان و لمحة البصرى از آدمى و غير آن. و اين مسأله[٥] ببرهان يقينى بچند مقدمه[٦] درست شده است و شرح بسيار دارد، و در نصّ قرآن مجيد مىآيد و گفته است «لا يعزب عنه مثقال ذرّة فى الأرض و لا فى السّماء»[٧].
و دانستن واجب الوجود مرين جزويّات را[٨] بر سبيل كلّى تواند بودن و مسأله قضا و قدر اينجا مىتوان دانستن، و كمال علم و نظام افعال بارى راست عزّ و جل. پس پديد آمد كه فعل او از چه رويست.
[١] گوئيم:-H
[٢] نفوس است .. مبدأ:-H
[٣] شريعت: ديگرS
[٤] يك تار: يكتاىH
[٥] مسأله: سلسلهS
[٦] مقدمه: مقامH
[٧] تركيبى از دو آيه« وَ ما يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ» سوره ١٠( يونس) آيه ٦١ و« لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ» سوره ٣٤( سبا) آيه ٣
[٨] جزويات را:- راH