رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٤١٦ - فصل ششم در بعضى صفات واجب الوجود چنانكه لايق بود بذكر اين مختصر
از ارادت ما آيد علم ما چنان باشد كه وجود[١] آن فعل بهتر است از عدمش، پس ارادت ما محرّكست[٢] ناقص را بتحصيل كمال، پس اين ارادت از بهر غرضى است، بل باعتبار علمش است كه آن ارادت در نفس خويش نيك است، وجود بهر حالى بهتر از عدم باشد. و اين معنى عبارت[٣] از عنايت اوست[٤]، و او قادرست از بهر آنكه معنى قادر آن بود كه اگر خواهد بكند و اگر خواهد نكند. و امّا در حقّ واجب الوجود آنست كه[٥] هر آنچه بوجود اولاتر است كه باشد بودست، و هر آنچه اولاتر بود كه نباشد نبودست، و بر جمله هر آنچه او[٦][٧] خواهان باشد كائن شده است، [و هر چه او خواهان آن نيست كائن نشود][٨]، اين معنى عبارتست از قدرت.
(١٦) و او حكيم است از بهر آنكه حكمت بر دو قسم است: يكى علم و ديگر عمل. امّا علم تصوّر است بحقايق موجودات، و امّا عمل نظام فعل است كه از ذات فاعل صادر همىشود. علم او[٩] شريفترين و كاملترين علمهاست [و فعلش بنظامترين و كاملترين همه فعلهاست][١٠] چنانكه در آفرينش عالم معلوم مىشود. و بارى تبارك و تعالى جواد است از بهر آنكه عبارت از جود فايده دادن است يكى را چنانكه بايد بر آنچه بايد. وجود حقيقى او راست بحكم آنكه بىغرضى است، و وجود ما خالى نيست از
[١] وجود:+ حصولH
[٢] محركست:+ كهH
[٣] عبارت: عبارتستH
[٤] اوست:-H
[٥] آنست كه:+ او داناستS
[٦] آنچه او:-H
[٧] او:-H
[٨] و هر چه ... كائن نشود: و هر آنچه او خواهان آن نيست كه نشود نشده است و آنچه او خواهنده آنست كه شايستى كه خواهان نبودى نبودى و هر چه او خواهنده آن نيست اگر شايستى كه خواهنده آن بودىS
[٩] علم او: علمH
[١٠] و فعلش ... فعلهاست:-H