رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٤٠ - رسائل فارسى سهروردى
مصطلحات و استعارات فارسى در بردارد پرداخته شود.
در اين مختصر فقط لازم مىداند به نكاتى چند درباره اين رسائل فارسى بطور كلّى اشاره كند. از لحاظ سبك نگارش يكپارچگى عميقى بين اكثر رسائل موجود است لكن در چند مورد چنين بر مىآيد كه سهروردى به بررسى عبارات و اصطلاحات غير از آنچه در ساير آثار خود بكار برده است متوسّل شده است. فقط در يك رساله يعنى «لغت موران» سبك نثر تا حدّ قابل ملاحظهاى با ساير رسائل فرق دارد و امكان اين مىرود كه مترجمى غير از خود او اين رساله را از عربى به فارسى برگردانيده باشد. در اينكه رساله از خود شيخ اشراق است كوچكترين بحثى نيست. فقط سبك آن با آنچه در ساير رسائل عرفانى شيخ ديده مىشود يكسان نيست.
از جهت نقل قول از آيات قرآن كريم و احاديث نبوى كه تمام آثار سهروردى مملو از آن است يكپارچگى حيرتانگيزى در تمام رسائل وجود دارد و در واقع به نحوى سهروردى در هر مبحث به همان پايههاى قرآنى پيشين خود باز مىگردد. اشارهاى به فهرست آيات و احاديث اين رسائل در پايان مجموعه مؤيّد اين ادعا است. همين نظام نيز در «بستان القلوب» و «يزدان شناخت» كاملا مرعيست و شايد بهترين دليل از براى صحّت نسبت اين دو رساله به سهروردى باشد.
اين رسائل البتّه از لحاظ موضوع يكسان نيست. «پرتونامه» و «هياكل النور» و «الواح عمادى» يك دوره از حكمت نظرى است كه در طبيعيّات بيشتر پيرو حكمت مشّائى بو على است ولى در مبحث نفس و الهيّات به عقائد صرفا اشراقى مىپردازد و نيز در بين مباحث نظرى