رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٨٧ - فصل هشتم
كه حقّ[١] تعالى[٢] بود[٣]؟ چون[٤] اين بدانستى[٥]، بدان كه حقّ[٦] تعالى عالم بود در ازل. بدان كه جهان را خواست آفريدن، چنانكه[٧] در ازل بود همچنين در ابد[٨] باشد و هيچ تغيير و تبديل[٩] نپذيرد. و فرق نيست[١٠] ميان آنكه گويند خواست آفريدن[١١] و نخواست آفريدن[١٢]، آنجا كه خواست[١٣] آفريدن است و نخواست نيافريدن[١٤]، و خواست و نخواست يكى است، و اين[١٥] بحقّ[١٦] تعلّق[١٧] دارد. و اينجا[١٨] هيچ خلافى[١٩] و تغييرى[٢٠] راه نيابد و آفريدن[٢١] و نيافريدن بخالق[٢٢] تعلّق دارد، [و اينجا اگر تغيير راه يابد با كى نيست][٢٣] بل چنين بايد كه[٢٤] فرق باشد ميان خالق و مخلوق. و چون اين[٢٥] بدانستى بدان كه جهان را اوّلى[٢٦] است و آخرى خواهد بود و هر چه[٢٧] را اوّل و آخر باشد[٢٨] قديم نباشد.
فصل هشتم[٢٩]
(٧٣) بدان كه هيچ طايفهاى[٣٠] از خلق نيست[٣١] كه انكار صانع كنند[٣٢].
[١] حق: خداىS
[٢] تعالى:+ تقدسS
[٣] بود: حى نباشدS
[٤] چون:
و گويند چونF
[٥] بدانستى: دانستىS
[٦] حق:+ سبحانه وS
[٧] چنانكه: و خواست همچنانكهS
[٨] همچنين در ابد: در ابد نيز همچنينS
[٩] تغيير و تبديل:
تغييرS
[١٠] و فرق نيست:-F ، فرق استP
[١١] خواست آفريدن: خواست آفريدS ،+ ازل بود همچنين در ابد باشد و هيچ تغيير و تبديل نپذيرد در ميان آنكه گويند خواست آفريدنF
[١٢] نخواست آفريدن: خواست نيافريدنS
[١٣] خواست: بخواستS
[١٤] نخواست نيافريدن: آنجا كه نمىخواست نيافريده استS
[١٥] و اين:-S
[١٦] بحق: بخلقF
[١٧] بحق تعلق: تعلق بحقS
[١٨] اينجا: آنجاS
[١٩] خلافى: اختلافى نيستS
[٢٠] و تغييرى:
و تغييرS
[٢١] آفريدن: آن آفريدنS
[٢٢] بخالق: بخلقF
[٢٣] و اينجا ... باكى نيست:-F
[٢٤] كه: تاS
[٢٥] اين:-F
[٢٦] اولى: اولS
[٢٧] هر چه: هر كهS
[٢٨] آخر باشد: آخرى باشدS
[٢٩] هشتم:-F
[٣٠] طايفهاى: طايفهS
[٣١] نيست: نيستندS
[٣٢] كنند: مىكنندF