رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٧ - رسائل فارسى سهروردى
از آن بحث مىكند و با نبوغ خاصّ خود با اصطلاحاتى نوين بحث درباره اين عوالم را در غالب لسان بشرى درمىآورد، همگى حاكى از اهميّت عالم ملكوتى و ربّ النوعى در تفكّر او است.
يكى از اركان حكمت اشراق تأييد نظريّه افلاطون درباره عالم مثال و آميزش آن با فرشتهشناسى مزدائى و تعبير آن از ديد كلمه يا لغوس فيلونى است. در نظريّات سهروردى درباره عوالم نورى كه بين نور الانوار يا مبدأ واحد هستى و جهان غسق يا مادّه قرار دارد وحدتى از افكار بسيارى از حكماى گوناگون سلف بوجود آمده و در تصويرى آن چنان زيبا و گيرا گردآورى شده است كه واقعا خيرهكننده مىباشد و حاكى از وسعت نظرگاه اين حكيم الهى و قدرت فهم و درك و حدس او و نيز ذوق وى در مشاهده عالم نور مىباشد. او فقط به تأييد وجود عالم ربّ النوعى اكتفاء نكرد بلكه علاوه بر امتزاج حكمت يونانى و خسروانى در بحث درباره عالم فرشتگى، به تشريح و تجزيه و تحليل عوالم متعدّد برتر از جهان مادّى پرداخت و امتياز صريح بين عالم عقول و مجرّدات محض و عالم خيال قائل شد و زمينه را از براى صدر الدين شيرازى كه بالاخره با برهان و استدلال عالم خيال را در دامن نظرگاه كلّى فلسفى گنجانيد آماده ساخت. البتّه مسأله جهانشناسى شناخت در حكمت اشراقى بدون توجّه به عالم برزخى امكانپذير نيست و سرنوشت نفس و معاد يا فرداشناسى نيز ارتباط عميقى با همين بحث دارد.
رسائل فارسى سهروردى
آثار فارسى شيخ اشراق هيچ گاه به صورت يك مجموعه در نظر گرفته