رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٢٤ - فصل اول در فنا
نقص است. و چون توغّل كند از اين مقام نيز بگذرد، چنان شود كه البتّه بذات خويش نظر نكند و شعورش بخودى خود باطل گردد و اين را[١] «فناء اكبر» خوانند، و چون خود را فراموش كند و فراموش را نيز فراموش كند[٢]، آن را «فناء در فنا» خوانند[٣]. و مادام[٤] [كه مرد بمعرفت شاد شود، هنوز قاصر است و آن را نيز از جمله شرك خفى گيرند][٥]، بلكه آن وقت بكمال رسد كه معرفت[٦] نيز در معروف گم كند، كه هر كس بمعرفت شاد شود و[٧] بمعروف نيز همچنانست[٨] كه مقصد دو[٩] ساخته است، مجرّد آن وقت باشد[١٠] كه در معروف از سر معرفت برخيزد. و چون اطلال[١١] بشريّت نيز خرج[١٢] گردد، آن[١٣] حالت طمس است و مقام «كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ»[١٤] است[١٥].
(١٠) و بعضى از محقّقان گويند[١٦] كه «لا اله الّا اللّه» توحيد[١٧] عوامّست و «لا هو الّا هو» توحيد خواصّ است، و در تقسيم تساهل كرده است و مرتبت توحيد پنج است: يكى[١٨] «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» و اين[١٩] توحيد عوامّست كه نفى الهيّت مىكند[٢٠] از ما سوى اللّه و اينان[٢١] اعمّ عوامّاند. و وراى اين طايفه[٢٢] گروهى ديگراند كه بنسبت با اينان[٢٣]
[١] اين را: آن راT
[٢] و فراموش را نيز فراموش كند:-T
[٣] خوانند: گويندT
[٤] و مادام: مادامT
[٥] كه مرد ... خفى گيرند: كه بمعرفت شاد شوند هنوز قاصراند و آن را از جمله شرك خفى گيرندS
[٦] معرفت: معرفت راT
[٧] شاد شود و: شاد شودS
[٨] همچنانست: چنانستS
[٩] دو: دروS
[١٠] باشد: بودT
[١١] اطلال: اطلاعS
[١٢] نيز خرج: متز خراجT
[١٣] آن: ازS
[١٤] سوره ٥٥( الرحمن) آيه ٢٦- ٢٧
[١٥] است:-T
[١٦] گويند: ميگويدS
[١٧] توحيد: مقامT
[١٨] يكى:-T
[١٩] اين:
آنT
[٢٠] مىكند: مىكنندT
[٢١] اينان: قومS
[٢٢] طايفه:-T
[٢٣] بنسبت با اينان: نسبت باينانS