رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٢٥ - فصل اول در فنا
خواصّاند[١]. و با طايفه ديگر عوامّ[٢] [و باضافت با آن كسانى ديگر كه مقام ايشان بلندتر است از عوامّ][٣]، و توحيد ايشان «لا هو الّا هو» است و اين عالىتر از آن[٤] اوّل باشد، و مقام ايشان عالىترست از بهر آنكه گروه اوّل[٥] نفى الوهيّت[٦] كردند از غير حقّ[٧]، [پس گروه ديگر بر نفى حقّ از غير اقتصار نكردند[٨] بلكه][٩] جمله هويّتها را نفى كردند[١٠] در معرض هويّت حقّ تعالى [و گفتند كه اوئى او راست، كس ديگر را «او» نتوان گفت كه اوئيها از اوئى اوست، پس اوئى مطلق او راست][١١]. و وراى ايشان[١٢] گروهى ديگرند[١٣] كه توحيد ايشان آنست كه[١٤] «لا انت الّا انت»[١٥]، و اين عالىتر از آنست كه ايشان حقّ را «هو» گفتند. و «هو» غايب را گويند، و اينان همه توئيها را[١٦] كه در معرض توئى شاهد خويش است[١٧] نفى كردند و اشارت ايشان بحضور است. و گروهى ديگرند بالاى اينان[١٨] و ايشان عالىترند و[١٩] گفتند چون كسى ديگر را[٢٠] خطاب توئى كند او را از خود جدا داشته باشد[٢١] و اثبات اثنانيّت[٢٢] مىكند و دوئى از عالم وحدت دور است. ايشان خود را گم كردند و گم گرفتند در پيدائى حقّ[٢٣]، «لا أنا الّا أنا» گفتند. محقّقترين اينان[٢٤] گفتند اثنانيّت[٢٥] و انيّت[٢٦] و
[١] خواص: خاصT
[٢] و با طايفه ديگر عوام:-T
[٣] و با باضافت ... از عوام:-S
[٤] آن:-T
[٥] اول: پيشينT
[٦] الوهيت: الهيتS
[٧] از غير حق:-T
[٨] نكردند:
نكرددS
[٩] پس گروه ديگر ... نكردند بلكه: و گروه دومT
[١٠] كردند: كردهاندS
[١١] و گفتند كه اوئى ... اوئى مطلق او راست: و گفتند جز اوى او را كسى ديگر نتوان گفت كه اوئيها همه از اوست پس اوئى مطلق او باشدT
[١٢] ايشان: اينانT
[١٣] ديگرند:-S
[١٤] آنست كه:-T
[١٥] الا انت:+ استT
[١٦] توئيها را: توئيهاS
[١٧] خويش است:- استT
[١٨] ديگرند بالاى اينان: بالاى ايناناندS
[١٩] و ايشان عالىترند و:-T
[٢٠] چون كسى ديگر را: كسى كه ديگرى راT
[٢١] باشد: استS
[٢٢] اثنانيت: اثنينيتT
[٢٣] در پيدائى حق: و توحيد حق جل علاهT
[٢٤] محققترين اينان: محققتر ازين همهS
[٢٥] اثنانيت: انانيتS ، اثنينيتT
[٢٦] انيت: انانيتT