رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٢١٧ - مبدأ التحديث
پس از آن علم ابجد بياموختم و لوح را بعد از فراغ[١] تحصيل آن مبلغ منقّش گردانيدم بدان[٢] قدر كه مرتقاى قدرت و مسرّاى خاطر من بود از كلام بارى عزّ سلطانه و جلّ كبرياؤه[٣]. و چندانى[٤] عجائب[٥] مرا ظاهر شد كه در حدّ[٦] بيان نگنجد و هر وقتى[٧] كه مشكلى[٨] طارى گشتى مر شيخ عرضه[٩] كردمى و از بحث آن اشكال حل گشتى[١٠]. گاهى در نفث روح سخنى مىرفت، شيخ چنان اشارت كرد كه آن از روح القدس حاصل مىشود.
(١٤) [از وجه مناسبت سؤال كرده آمد. در جواب چنين نمود كه هر چه در هر چهار ربع عالم سافل مىرود، از پر جبرئيل حاصل مىشود][١١]. از شيخ كيفيّت اين نظم[١٢] بحث كردم. گفت بدان كه حقّ را سبحانه و تعالى چندان كلماتست[١٣] كبرى كه آن كلمات نورانيست[١٤] از[١٥] سبحات وجه كريم او[١٦] و بعضى بالاى بعضى. نور اوّل[١٧] كلمه علياست كه از آن عظيمتر كلمتى[١٨] نيست. [نسبت او در نور و تجلّى با كلمات ديگر][١٩] چون نسبت آفتابست با ديگر كواكب. همانا كه[٢٠] مراد از لفظ پيغمبر عليه السّلام كه در خبر مىگويد[٢١] «لو كان وجه الشّمس
[١] فراغ:-T
[٢] بدان: بآنC
[٣] بارى اعز سلطانه و جل كبرياؤه:
خداى تعالىC
[٤] چندانى: چندانC
[٥] عجائب:+ از معانى كلام خداى عز سلطانهC
[٦] حد: حدوT
[٧] و هر وقتى: هر وقتىT
[٨] مشكلى: شكلىT
[٩] عرضه:
عرضC
[١٠] و از بحث آن اشكال حل گشتى: ازاحت آن اشكال حاصل گشتىC
[١١] از وجه مناسبت ... حاصل مىشود:-T
[١٢] نظم: نظم راC
[١٣] چندان كلماتست:
چند كلمه استC
[١٤] كه آن كلمات نورانيست: كه از كلمات انوارى هستندC
[١٥] از:+ شعاعC
[١٦] كريم او:- اوT
[١٧] نور اول: از حق نزولC
[١٨] كلمتى:+ ديگرC
[١٩] نسبت ... كلمات ديگر: كه از نور و تجلى نسبت او با كلمات ديگرC
[٢٠] همانا كه:- كهT
[٢١] روايت در كتب معتبر حديث يافت نشد