رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ١٦٥ - قاعده
كلالت نپذيرد و بر آنكه مدد ايشان از عالم اعلى نامتناهيست. آيتى ديگر: «يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ»[١] اشارت مىكند بدوام حركات از بهر تشريقات عقلى كه[٢] پياپى بر ايشان مىآيد.
قاعده
(٧٠) بدان كه شرّ ذاتى نيست چنانكه مشهود است بلكه حاصل او باز مىگردد بعدم ذاتى و يا بعدم كمال از ذات زيرا كه وجود از آن روى كه وجودست خير است، مادام كه ازو لازم نيامد ابطال كمال چيزى، چنانكه باطل شدن[٣] زندگى زيد با زوال تندرستى او يا پراكنده كردن عضو پيوسته كه بسبب او كمى حاصل شود. و عدم از آن روى كه[٤] عدمست منسوب نيست بفاعل الّا بعرض، پس محتاج نباشد بفاعل كه دو واجب الوجود در وجود نتواند بود. و چيزهائى كه در ايشان به هيچ وجهى شرّى نيست آنست كه بسبب ايشان كمالى از چيزى بر خيزد چنانكه ذوات عالم اعلى، و در اجسام هست كه در ايشان شرّ اندكست و خير بسيار. و روا نيست بر رحمت حقّ تعالى كه آن را مهمل فرو گذارد زيرا كه در تركيب چيزى بسيار از بهر اندك شرّ شرّ بسيار است چنانكه آتش كه درو منفعت بسيار است و اگر چه لازمش آيد در بعضى اوقات سوختن جامه درويشى. اگر گويند كه چرا اين قسم را بيافريدند بر وجهى كه درو هيچ شرّ نبودى، جواب دادند كه اين سؤال فاسد است زيرا كه همچنانست كه گويند كه چرا
[١] سوره ٢١( الأنبياء) آيه ٢٠
[٢] كه:-I
[٣] باطل شدن:+ چيزىI
[٤] روى كه:- كهI