رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ١١٠ - مقدمه
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم و به نستعين
مقدّمه[١]
(١) چون نزديك من مكرمات فلان متواتر شد مرا فرمود كه بهر وى مختصرى سازم سخت موجز، چنانكه اعجاب آن ظاهر گردد متضمّن قواعدى كه از آن چاره نيست در معرفت مبدأ فطرت و بازگشت آخرت آنچه بر[٢] رأى حكماى الهياتاند و اصول فضلاى حكمتاند. و من بشتافتم به امتثال فرمان او و حاصل كردن مطلوب او، و مختصرات بسيار را مطالعه كرده بودم از آنچه متأخران ساختهاند از بهر امراى روزگار خويش، شنيدم كه ايشان بدان منتفع نشدند، زيرا كه ايشان غافل شدند از مصلحت تعليم و راه تفهيم، و چيزى از اصطلاح دور و دشوار از تعبير بكردند و از بهر مصلحت جزئى فايده كلّى فرو گذاشتند. و من رأى چنان ديدم كه اصطلاح نزديك گردانم به افهام ايشان [در بعضى جايگاهها تا بدان انتفاعى تمام حاصل شود][٣] و قواعد كلى مختل نگردد و مطالب اصلى فايت نشود. و نام اين كتاب «الواح عمادى» كردم مباركى
[١] مقدمه:-I
[٢] بر:I
[٣] در بعضى جايگاهها تا بدان انتفاعى تمام حاصل شود: تا بدان انتفاعى تمام حاصل شود و بعضى جايگاهها كهI