فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٣٤٧ - واژه نهم «عبادت»
در آيات قبل از اين آيه نيز عبادت خدا به معناى اطاعت اوست مخصوصاً آنكه پس از عبارت (أَعْبُدَ اللَّهَ) عبارت: (مُخْلِصاً لَهُ دِينِي) آمده است كه به معناى اخلاص در فرمانبرى است؛ زيرا «دين» در كاربرىهاى قرآنى به معناى اطاعت از قانون و روش زندگى و مجموعه اوامر و نواهى مورد پذيرش انسان در زندگى خويش است.
راغب اصفهانى ميگويد:
«الدّين كالملّة لكنّه يقال اعتباراً بالطّاعة و الانقياد للشريعة قال: (إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ) و قال: (وَ مَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ) اي طاعة»[١].
دين در معنا نظير ملت است لكن «دين» را در جايى كه بهكار مىبرند به ملاحظه معناى اطاعت و سرسپردگى به شريعت و قانون بهكار مىبرند، فرمود: «همانا دين در نزد خدا اسلام است» و نيز فرمود: «چه كسى دينش بهتر از آن كسى است كه روى خود را به خدا سپرده و نيكوكار است» دين يعنى: طاعت.
ابن منظور در لسان العرب ميگويد:
«الدِّين: الطاعة. و قد دِنْته و دِنْتُ له: أَي أَطعته، قال عمرو بن كلثوم:
|
وأَياماً لنا غُرّاً كِراماً |
عَصَيْنا المَلْكَ فيها أَن نَدِينا»[٢]. |
|
دين يعنى: طاعت، و دين او را پذيرفتم يعنى از او اطاعت كردم، عمروبنكلثوم چنين گفته است:
[١] . راغب اصفهانى، المفردات، ص ٣٢٣، ماده« دين».
[٢] . ابن منظور، لسان العرب، ج ١٣، ص ١٦٩.