فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢١٢ - واژه سوم «تدبير أمر»
(اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ ما لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا شَفِيعٍ أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ\* يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ\* ذلِكَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ)[١].
خداوند كسى است كه آسمانها و زمين و آنچه را ميان اين دو است در شش روز [- شش دوران] آفريد، سپس بر عرش (قدرت و تدبير جهان هستى) قرار گرفت؛ هيچ سرپرست و شفاعت كنندهاى براى شما جز او نيست؛ آيا متذكّر نمىشويد؟!\* امور (اين جهان) را از آسمانبه سوى زمين تدبير مىكند؛ سپس در روزى كه مقدار آن هزار سال از سالهايى است كه شما مىشمريد به سوى او بالا مىرود (و دنيا پايان مىيابد)\* او خداوندى است كه از پنهان و آشكار باخبر است، و توانا و مهربان است.
در اين آيات نيز خداى متعال به «تدبير امر جهان از آسمان تا زمين» توصيف شده است. اين شمول و فراگيرى، خود دلالت بر حصر دارد؛ زيرا با اين فراگيرى و شمولى كه براى حاكميت الهى و تدبير امر او بيان شده است، جايى براى حاكميت حاكمى ديگر يا تدبير مدبّرى ديگر وجود ندارد.
در اين آيات، در ضمن توصيف خدا به آفرينندگى (خَلَقَ السَّماواتِ وَ ...) و به حاكميت و سلطنت مطلق (ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ ... يُدَبِّرُ الْأَمْرَ) به دليل اين حاكميت كه همان آفرينندگى است از يك سو و دانايى و احاطه خدا بر عالم غيب و شهود است، از سوى ديگر اشاره شده است.
[١] . سوره سجده: ٤- ٦.