فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١٤ - ب رفتار اجتماعى مكلّفان
رفتارى فردى است كه جز اراده شخصى فرد، اراده ديگران نقشى در پيدايش آن ندارد و گاه رفتار اجتماعى است كه اراده ديگر افراد جامعه نيز در پيدايش آن نقش دارد و در حقيقت ارادههاى كثير افراد جامعه در يكديگر ادغام شده و به اراده واحدى تبديل شده و منشأ پيدايش رفتار اجتماعى شده است.
موضوع فقه كلان، رفتار اجتماعى است كه منشأ پيدايش آن و عامل بهوجود آورنده آن، اراده جمعى جامعه است، نه اراده فرد؛ اگرچه بسيار اتفاق مىافتد كه اراده نيرومند و با نفوذ يك فرد، مىتواند اراده ديگر انسانها را تابع خود كند و يك اراده جمعى واحدى در راستاى اراده فردى خويش بهوجود آورد.
وحدت جمعى انسانها، گاه وحدت جمعى حقيقى است و گاه وحدت جمعى اعتبارى. آنجا كه اراده مجموعه افراد تبديل به اراده واحدى مىشود، وحدت جمعى حقيقى است و آنجا كه اراده مجموعه افراد، حقيقتاً تبديل به اراده واحدى نشدهاند، لكن در عالم قانون و اعتبار، مجموعه افراد بهعنوان يك واحد بههمپيوسته شناخته مىشوند، وحدت جمعى، وحدت اعتبارى است.
در آنجا كه طبق قوانين و مقررات اساسى جوامع، براساس مشتركاتى؛ نظير: وحدت سرزمين يا مرزهاى جغرافيايى يا وحدت نژاد و خون و يا وحدت منافع و مصالح، مجموعهاى از افراد بهعنوان يك ملّت، يا يك جامعه شناخته مىشوند، وحدت جامعه، وحدت اعتبارى است؛ يعنى ملاك وحدت، ملاكى است كه در عالم جعل و اعتبار به عنوان ملاك وحدت شناخته شده و جامعهاى كه براساس اين نوع ملاكها بهعنوان جامعه واحد شناخته مىشود، جامعه اعتبارى است، در صورتى كه جامعهاى كه براساس ملاك واقعى وحدت كه همان وحدت روح جمعى و اراده واحد جمعى است جامعه واحد شناخته شود، جامعهاى حقيقى است؛ زيرا وحدت آن، وحدتى حقيقى است، نه اعتبارى. و از آنجا كه اعتباريات شرعى در اسلام، منشأ حقيقى دارند، و از خاستگاه حقيقى و واقعى برخوردارند جامعه اعتبارى اسلام نيز، منشأ حقيقى و واقعى دارد كه