فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٦٨ - مفهوم نظام سياسى
يافتهاند و همچنين از نهادهاى موجود عادى و متداول معمول و كارساز، ناشى مىشوند»[١].
بنابر آنچه در گذشته و نيز در بالا آمد، مىتوان نظام سياسى را چنين تعريف كرد: «الگوى نظمدهنده روابط قدرت- به معناى امر و نهى يا الزام- در جامعه انسانى كه هدف آن، ايجاد عدل و برقرارى روابط عادلانه بين افراد و نهادهاى جامعه است».
بنابراين تعريف، الگوى نظام سياسى، طرحى است جامع، كه متضمن مسائل زير است:
١. تبيين جايگاه و وظايف متقابل قدرت سياسى حاكم بر جامعه و محكومان؛
٢. تنظيم و تبيين روابط ميان بخشهاى قدرت سياسى حاكم با يكديگر؛
٣. تنظيم روابط ميان بخشهاى قدرت سياسى از يك سو و مردم و نهادهاى اجتماعى از سوى ديگر؛
٤. تنظيم روابط مردم و نهادهاى جامعه با يكديگر در چارچوب قدرت سياسى و به عبارتى ديگر، تنظيم رفتارهاى متقابل سياسى مردم و نهادهاى جامعه با يكديگر؛
٥. تنظيم روابط سياسى جامعه محكوم قدرت سياسى واحد با برون آن.
برايناساس، نظام سياسى اسلام، به معناى طرحى است كه اسلام جهت تنظيم روابط عادلانه سياسى جامعه در تمام ابعاد پنجگانه فوقالاشاره ارائه مىكند.
با توجه به آنچه در منابع دين اسلام (قرآن و سنّت)، در رابطه با وجوب برقرارى عدل در جامعه و مسئوليتى كه مردم در برقرارى عدل بر عهده دارند، و با توجه به آنچه در اين منابع در رابطه با ارائه طرح جامع و روشن در زمينه ساختار حاكميّت و رهبرى سياسى در جامعه و رابطه آن با مردم و نهادهاى جامعه و شكل و محتواى اين روابط
[١] . موريس دوورژه، اصول علم سياست، ص ١٤٦.