فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٣٢٣ - واژه هفتم «اختيار»
هيچ مؤمن يا مؤمنهاى حق آن نيست كه در برابر حكم خدا و رسول در امور خود اختيارى داشته باشند و هركس خدا و رسولش را نافرمانى كند، آشكارا گمراه شده است.
خداوند در اين آيه كريمه بر برترى حكم خدا و رسول بر اراده و خواست مردم تأكيد فرموده و معصيت فرمان خدا و رسول را گمراهى آشكار معرفى مينمايد.
برترى حكم خدا و رسول بر اراده مردم كه در جمله (ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ) بيان شده، همان حق حاكميتى است كه همه جوامع عقلايى براى حاكمان قائلند. در تمام جوامع عقلايى فرمان حاكم كه همان قانون است، برتر از خواست و اراده افراد و نهادهاى جامعه بهشمار ميآيد و همين جايگاه است كه به حاكم يا هيأت حاكمه قدرت و حاكميت و نفوذ فرمان و دستور مىبخشد.
در اين آيه، به صراحت اعلام گرديده است كه جايگاه حاكميّت منحصراً در اختيار خدا و رسول است و ديگران را حق تمرّد و سرپيچى از فرمان خدا و رسول نيست و اراده و خواست آنان در برابر فرمان و حكم خدا و رسول فاقد اعتبار قانونى است.
از آنچه در دو آيه اختيار، يعنى آيه شصت و هشتم سوره قصص و آيه سى و ششم سوره احزاب به صراحت و روشنى مورد تأكيد خداوند قرار گرفته است، معلوم شد حق حاكميت و فرمان و دستور، مخصوص خداوند است و بههمين سبب آن را كه خداوند براى حاكميّت و فرمانروايى معين و منصوب ميكند، حاكم و فرمانروايى است كه بهدستور خداوند حكومت و فرمانروايى ميكند و حكم و فرمانش نظير حكم و فرمان خداوند نافذ و لازم الاجراست و بهجز خدا و كسانى كه به فرمان خدا براى فرمانروايى منصوب و معين ميشوند، كسى را حق فرمان و دستور و حكومت نيست.