فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٣٢٢ - واژه هفتم «اختيار»
يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ) و سپس نفى حقّ گزينش از انسانها (ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ) دخالت در امر گزينش را شرك در خداوندى خداوند دانسته و ميفرمايد: (سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ) «منزه است خداوند و برتر است از آنچه براى او شريك ميپندارند».
بنابراين، حصر حاكميّت سياسى در خداوند و گماشتگان او- يعنى رسول و امام- از لوازم لاينفك توحيد الهى در قرآن كريم است و هرگونه دخالت در حاكميت و تعيين سرنوشت جوامع بشرى از سوى غير خداوند، خروج از مرز توحيد و مصداق بارز به دام شرك افتادن است.
در اينجا اشاره به اين نكته لازم است كه توحيد در حاكميت، مخصوص نظريه سياسى اسلام نيست، بلكه هر نظريه سياسى ديگر كه قائل به حقّ حاكميت است، ناگزير است كه صاحب اصلى حق حاكميت را- خواه خداوند باشد يا مردم يا هر موجود ديگر- صاحب منحصر به فرد حق حاكميت بداند و اساساً حقّ حاكميت، شركتپذير نيست؛ زيرا هرگونه مشاركت عنصر ديگرى بهجز حاكم اصلى در امر حاكميت به معناى سلب حاكميت حاكم اصلى و عدم نفوذ اراده و حاكميت او در برابر اراده و حاكميت حاكم ديگر است.
آيه دوم:
(وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً)[١].
[١] . سوره احزاب: ٣٦.