فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٥٩ - واژه چهارم «ولايت»
٢. دلالت آيه بر حصر فرمانروايى و حاكميت و مُلك اصلى و ذاتى در ذات اقدس حق (جلّ ذكره).
جهت اول: قرائن فراوانى در اين آيه و آيات پيش و پس آن، دلالت صريح واژه «ولى» در آيه را بر معناى فرمانروا و مَلِك و حاكم اثبات قطعى مىكنند. در ذيل، به برخى از مهمترين آنها اشاره مىكنيم:
قرينه اول: در آيه مورد بحث، امر به قتال و جهاد در راه خدا و مستضعفين شده است و جهاد مذكور به عنوان پاسخى به درخواست مستضعفين مطرح شده است، خواسته مستضعفين در دو چيز خلاصه شده است:
١. جعل ولى براى آنها از سوى خدا؛
٢. جعل ياور و نصير.
بنابراين، از معانى «ولى» آنچه در اينجا مناسبت دارد، بيش از دو چيز نيست، ولى به معناى حاكم و راهبر و فرمانروا و ولى به معناى ياور و ناصر. با توجه به اينكه درخواست ياور و ناصر در خواسته دوم و به طور مستقل مطرح شده است؛ بنابراين، احتمال اراده ياور و ناصر در درخواست اول منتفى است و تنها معنايى كه از واژه «ولى» در آيه مناسبت دارد، معناى فرمانروا و رهبر و حاكم است.
قرينه دوم: مراد از مستضعفين در آيه، مستضعفين سياسى است- نه مستضعفين فكرى؛ چنانكه در آيه نود و هشتم همين سوره آمده است- به قرينه تعريفى كه در آيه از اين مستضعفين شده و كسانى معرفى شدهاند كه خواسته آنها «أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها» است و روشن است كه اهل در اينجا به معناى صاحب و مالك و اختياردار است؛ همانگونه كه به صاحبخانه، اهل خانه يا به صاحب كتاب، اهل كتاب يا به صاحب باغ يا مزرعه، اهل باغ و مزرعه گفته مىشود. بنابراين خواسته مستضعفان،