فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٢٩ - واژه چهارم «ولايت»
[يَعْنِي الْإِمَامَةَ وَ الْخِلَافَةَ]
فَإِذاً لا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيراً)
... الى آخر الحديث»[١].
بريد عجلى مىگويد: از امام باقر (ع) پرسيدم درباره گفته خداى عزّوجل: «اطاعت كنيد خدا و رسول و اولى الامر از ميان خودتان را» در پاسخ فرمود: «آيا نمىنگرى آنان را كه بهرهاى از كتاب بردهاند به جبت و طاغوت ايمان آورده و به كافران مىگويند راه اينان از راه مؤمنان به حق راهبرتر است؟» امامان گمراهى و فراخوانان به دوزخ را از آل محمد (ص) راهنماتر به حق معرفى مىكنند «آنانند كه خدايشان لعنت كرده است، و آن را كه خداوند لعنت كند ياورى نباشد آيا آنان را از مُلك الهى بهرهاى است- يعنى از امامت و خلافت- كه در اين صورت پشيزى به مردم سود نمىرساندند» ... تا آخر روايت.
در اين روايت صحيحه، همانگونه كه روشن است، جبت و طاغوت به «أَئِمَّة الضَّلَالَة» تفسير شده و «أَئِمَّة الضَّلَالَة» نيز به كسانى گفته شده كه در پى ملك و خلافت بهناحقاند.
٥. روايت ديگر مقبوله عمربنحنظله است:
«قال: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ الله (ع) عَنْ رَجُلَيْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا بَيْنَهُمَا مُنَازَعَةٌ فِي دَيْنٍ أَوْ مِيرَاثٍ فَتَحَاكَمَا إِلَى السُّلْطَانِ وَ إِلَى الْقُضَاةِ أَيَحِلُّ ذَلِكَ؟ قال: «قَالَ مَنْ تَحَاكَمَ إِلَيْهِمْ فِي حَقٍّ أَوْ بَاطِلٍ فَإِنَّمَا تَحَاكَمَ إِلَى الطَّاغُوتِ، وَ مَا يُحْكَمُ لَهُ فَإِنَّمَا يَأْخُذُ سُحْتاً وَ إِنْ كَانَ حَقّاً ثَابِتاً لَهُ،
[١] . همان، ص ٢٠٥.