فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١٩٣ - الف) مُلك
(لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ)[١].
پادشاهى و حاكميت آسمانها و زمين از آنِ اوست؛ زنده مىكند و مىميراند؛ و او بر هر چيز تواناست.
همانگونه كه در اين آيات ملاحظه مىشود، مُلك آسمانها و زمين مخصوص خدا و منحصر در ذات اقدس او دانسته شده و با مفاهيمى نظير: قدرت بىپايان و نامحدود حقتعالى، آفرينندگى او، حق كيفر و بخشش او، ولايت و نصرت او مقارن شده است.
در گذشته گفتيم سياست، متقوم به قدرت است. در اين آيات نيز سلطنت و حاكميّت مطلق خداوند با مفهوم قدرت بىپايان او مقترن شده كه اشارهاى به اين نكته است كه دليل انحصار حقّ حاكميّت در ذات اقدس او انحصار قدرت لايزال و حقيقى در دست اوست.
همچنين در آيات فوق و در آيات ديگر، حقّ حاكميّت خداوند با مفهوم آفرينندگى حق، مقارن شده است كه اشاره به مطلبى است كه در گذشته توضيح داديم كه آفرينندگى حقتعالى از نظر عقل موجب انحصار حقّ حاكميّت در ذات اقدس اوست.
اقتران انحصار مُلك در خداى متعال در آيات فوق به مسئله كيفر و بخشش نيز اشارهاى ديگر به دليل عقلانى انحصار حاكميّت در ذات حقتعالى است؛ زيرا چنانكه گفتيم، حق كيفر، مخصوص آفريننده و مولاى حقيقى است و كسى ديگر را حق كيفر و مجازات نيست.
تا اينجا به آياتى كه واژه ملك با صيغه مصدرى آن- يعنى مُلك- در آنها بهكار رفته و بر انحصار مُلك و حاكميّت در خداى متعال دلالت دارند اشاره كرديم. در ذيل به
[١] . سوره حديد: ٢.