فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١٧٠ - برهان هفتم
مقدّمه سوم: احاطه بر جميع وجوه مصالح و قدرت بر تشخيص اصلح از ميان آنها منحصراً در اختيار خداى متعال است.
از اين مقدمه نتيجه مىگيريم از آنجا كه احاطه بر جميع وجوه مصالح مردم منحصراً در اختيار خداى متعال است، حقّ حاكميّت منحصراً متعلق به خداى متعال است.
برهان هفتم
اين برهان چند مقدمه دارد:
مقدّمه اول: حاكميّت، مستلزم حق كيفر بر تخلّف از دستور حاكم است.
مقدّمه دوم: كيفر، تصرف در ذات محكوم است و حقّ تصرف، متوقف بر ولايت است كه به معناى اختيار تصرف در شيء است.
مقدّمه سوم: هيچ موجودى به جز ذات بارىتعالى، فىذاته حقّ تصرف و ولايت بر ديگرى ندارد.
توضيح مقدّمه سوم: در مقدمه سوم، دو قضيه سلبى و ايجابى وجود دارد (قضيه سلبى، عقد المستثنى منه است و قضيه ايجابى، عقد المستثنى). قضيه سلبى يا عقد المستثنى منه، عدم ولايت بالذات موجود ممكن بر ساير موجودات است. دليل اين قضيّه سلبى، عدم وجود سببى مشروع است كه چنين ولايتى را توجيه كند. قضيّه ايجابى يا عقد المستثنى، ثبوت چنين ولايتى است براى ذات اقدس حقتعالى.
مقدمه چهارم: براى توجيه عقلى ولايت پروردگار بر ساير اشياء- از جمله انسان- مالكيت بارىتعالى نسبت به همه اشياء- كه نتيجه منطقى آفرينندگى اوست- كافى است.
در نزد عقلاء، آفريننده هر شيئى مالك اوست و لذا بر او ولايت و در او حق تصرف دارد.