تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٥ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٦٠ تا ١٦٩
شد و يا رسوم حرب را نيكو ميدانند وَ اللَّهُ أَعْلَمُ و خدا داناتر است بِما يَكْتُمُونَ بآنچه ميپوشند منافقان از حقد و عداوت و حسد و مكيده و نفاق و آنچه در خلوت بيكديگر ميگويند يعنى او سبحانه بعلم واجب آن را بتفصيل ميداند و شما بامارت آن را على الاجمال ميدانيد و ميشناسيد بعد از آن بيان حال و ذكر مقال ايشان ميكند با يكديگر بقوله الَّذِينَ يعنى منافقان آنانند كه از روى جهل و فريب جهال قالُوا لِإِخْوانِهِمْ گفتند از براى برادران خود يعنى در حق امثال خود يا اقربا و همنشينان خود كه در احد شهيد شدند و بر دين ايشان نبودند و اين قول اكثر است وَ قَعَدُوا حال است از ضمير قالوا مقدر بقدر يعنى گفتند در حالتى كه نشسته بودند در خانهاى خود و باز ايستاده از قتال لَوْ أَطاعُونا اگر فرمان بردارى كردندى برادران ما ما را در انصراف از راه و سكون در مساكن خود ما قُتِلُوا كشته نميشدند چنانچه ما نشديم قُلْ بگوى اى محمد (ص) اگر اختيار مرگ بدست شما است فَادْرَؤُا پس دفع كنيد عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ از نفسهاى خود مرگ را إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر هستيد راستگويان كه حذر دفع قدر ميكند پس دفع آن و اسباب آن كنيد از نفسهاى خود در كشاف آورده كه در آن روز كه منافقان اين سخن گفتند هفتاد كس از ايشان را مرگ رسيد حاصل كه حق سبحانه ميفرمايد كه قعود از حرب مغنى نيست چه اسباب موت بسيار است و هم چنان كه قتال سبب هلاك ميتواند بود و قعود سبب نجات كاهست كه امر بر عكس اينست بعد از آن مرتبه آنان كه در بدر و احد كشته شدند و بدرجه شهادت رسيدند باز مينمايد تا مومنان شاد شده رغبت كنند در جهاد و شهادت و منافقان خوار و ذليل گردند و ميفرمايد كه وَ لا تَحْسَبَنَ خطاب بحضرت رسالت (ص) است يعنى مپندار اى محمد (ص) و يا خطاب بهر كسيست كه قابل خطاب باشد يعنى اى آنكه قابل مخاطبى مپندار الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ آنان را كه بصدق نيت كشته شدند در راه خدا أَمْواتاً مردگان نافع و ابن كثير و ابو عمر و و كسايى بغيبة خواندهاند و فاعل آن اسم موصل يعنى بايد كه نپندارند آنان كه در راه خدا مقتول شده اند كه مردگانند از ابن عباس و ابن مسعود و جابر نقلست كه حضرت رسالت (ص) صحابه را گفت چون برادران شما روز احد شهيد شدند حق تعالى روح ايشان را در اجواف مرغان سبز بال جاى داد كه در هواى بهشت طوف كنند و بر شاخهاى طوبى آشيانه سازند و از جويبار فردوس آب خورند و مطعومات بهشت خورند و بوقت استراحت مقيل ايشان قناديل زرين است كه در سايه عرش آويخته و ايشان مى