تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٤ - سوره آل عمران(٣) آيات ٣٠ تا ٣٩
آن بود كه بتولاى تربيت دختر او قيام نمايند و بآن بر اقران خود افتخار كنند و ايشان بيست كس بودند از جمله آنها زكريا گفت من اولى ام بتربيت او چه خاله او در خانه من است ايشان باين راضى نشدند پس قرار بر قرعه دادند بر اين وجه كه قلمهاى خود را كه بدان كتابت تورية كردندى بكنار نهر اردن برده در جوى آب افكندند و گويند كه هر يك تيرى را بتراشيدند و در آن آب انداختند مشروط بآنكه قلم يا تير هر كس كه بر سر آيد پرورش مريم بدو متعلق باشد القصه قلم زكريا كه از اولاد سليمان بن داود بود و از پيغمبران بزرگوار بر سر آب آمد و كفالت مريم بر وى مقرر گشت وَ كَفَّلَها زَكَرِيَّا و باين وجه سپرده حقتعالى مريم را بزكريا و زكريا او را بخانه خود برده جهت ارضاع او دايه مقرر فرمود و چون از حد طفوليت در گذشت او را بمسجد آورده غرفه را كه جز از نردبان صعود بر آن ميسر نشدى براى او ترتيب داد هر گاه زكريا از تعهد حال او فارغ شدى در آن غرفه را بقفلى محكم بستى و آن كليد را با خود داشتى و در حفاظ و حراست او باقصى الغايه كوشيدى و در اكثر تفاسير مذكور است كه آن غرفه را هفت در بند بود كه همه را مقفل ساختى و همه كليدهاى آن با خود داشتى و در حفظ آن بنهايت غايت اهتمام نمودى تا كه مريم بزرگ شد و انوار ولايت بر صفحات احوال او ساطع و لامع گشت كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها هر گاه در آمدى بر مريم (ذكر المحراب) زكريا بغرفه كه مريم در آن جا بود تسميه غرفه او به محراب جهت آن است كه آن محل محاربه بود با شيطان چه آن موضع عبادت و اشرف بقع بيت المقدس بود حاصل كه زكريا هر گاه در آن داخل شدى وَجَدَ عِنْدَها مييافت نزديك مريم رِزْقاً روزيى و آن ميوه تابستان بود در ميان زمستان و محصول زمستانى در تابستان زكريا چون چند نوبت مشاهده كرد كه همه درهاى غرفه مقفل است و اين نوع طعام نزد مريم حاضر بود متعجب شده قالَ يا مَرْيَمُ گفت اى مريم أَنَّى لَكِ هذا از كجاست ترا اين روزى كه ميوهايست در غير وقت آن قالَتْ گفت مريم هُوَ اين روزى كه ميبينى مِنْ عِنْدِ اللَّهِ از نزديك خدايست پس استبعاد مكن و گويند اين در حين طفوليت وى بود و شير هيچ كس را نميگرفت بلكه حق سبحانه روزى را از بهشت بر او نازل ميگردانيد و او در حين غير تكلم باين كلام متكلم ميشد همچنين كه پسرش عيسى (ع) و بعد از آن گفت إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خدا يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ روزى ميدهد هر كه را ميخواهد بِغَيْرِ حِسابٍ بيشمار از غايت كثرة يا بغير استحقاق مرزوق عليه بلكه بمحض تفضل ميتواند بود كه اين كلام حق سبحانه باشد نه مريم و اين آيه دليل است بر جواز صدور كرامت از