تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٢ - سوره آل عمران(٣) آيات ٣٠ تا ٣٩
آنچه در شكم من است مُحَرَّراً در حالتى كه آزاد كرده شده باشد از قيد تعلقات دنيا يعنى او را مشغول نسازم بامور دنيويه تا خاص ترا پرستد و خدمت مسجد تو كند و در آن زمان خدمت مسجد قدس را امرى مهم ميدانستند و آن را اعظم عبادات ميشمردند و فرزندان را براى آن كار نذر ميكردند تا آن را رفتندى و آب زدندى و چراغ روشن كردندى و تا امر ضرورة ايشان را پيش نميآمد از آن جا بيرون نيامدندى تا حين بلوغ و بعد از آن ايشان را مخير گردانيدندى ميان مكث كردن و بيرون رفتن و در شريعت ايشان مشروعيه اين چنين نذر در پسران ايشان بودى و هيچ كس از انبياء و علماء ايشان نبود مگر كه يك فرزند و يا دو و بيشتر را محرر گردانيدندى پس از نذر حنه شوهر او عمران گفت ويحك اين چيست كه كردى شايد در شكم تو دخترى باشد و خدمت مسجد را نشايد بر زبان حنه جارى شد كه فَتَقَبَّلْ مِنِّي پس قبول كن خدايا از من آنچه نذر كردم إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ بدرستى كه تو شنوايى سخنى را كه در باب نذر گفتم الْعَلِيمُ دانايى بمقصد من درين نذر كه جز رضاى تو نخواستم و گويند سبب نذر حنه آن بود كه خواهرى داشت كه زوجه داود (ع) بود و از داود فرزندان داشت و حنه عقيمه بود و هر چند جد و جهد ميكرد وى را فرزندى نميشد تا پير شد و اين حسرت در دل او مركوز بود تا آنكه روزى در زير درختى نشسته بود مرغيرا ديد كه بچه را دقت ميكرد (فحنت الى الولد و تمنته) پس اشتياق فرزند در او بيشتر شد از روى تضرع و زارى بدرگاه الهى مناجات كرد از او سبحانه طلب فرزند كرد و آن را بنذر مذكور مشروط ساخت حق سبحانه اجابت دعاى او كرد پس حامله گشت و قبل از وضع حمل عمران بجوار رحمت ايزدى پيوست فَلَمَّا وَضَعَتْها پس آن هنگام بنهاد بار خود را ضمير راجع بما فى بطنى است و تأنيث آن باعتبار آنست كه مؤنث بود و يا باعتبار نفس يا حبله كه بچه شكم است حاصل كه چون وضع حمل نمود قالَتْ گفت بر سبيل اعتذار و تحسر رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها اى پروردگار من بدرستى كه بنهادم آن بار را أُنْثى در حالتى كه فرزند ماده است تانيث ضمير بجهت تانيث حال است چه حال و ذى الحال يك چيزند و نظير اينست قوله (فان كانتا اثنين) و يا بر تاويل جمله يا نسمه چنان كه گذشت كانه قيل (وضعت الحبلة او النسمة انثى) يعنى من نهادم اين بار واحد يا اين مخلوق را در حالتى كه انثى است وَ اللَّهُ أَعْلَمُ و خدا داناست بِما وَضَعَتْ بآنچه بار نهادم حفص وضعت خوانده بصيغه تانيث بر سبيل استيناف از جانب حقتعالى به جهت تعظيم مريم (ع) و بجهل مادر او بشان او يعنى خدا داناتر بود به آنچه حنه وضع كرد وَ لَيْسَ