اثرآفرینان استرآباد و جرجان (استان گلستان) - مقدم، محمدباقر - الصفحة ٤٢٩ - «علی بن محمد فصیحی استرآبادی»
پس از فصیحی، «ابومنصور جوالیقی» جایگاه استادی را در مدرسه ی نظامیه اشغال کرد.
فصیحی نه تنها در اثر تنگ نظری های حاکم بر فضای آن روزگار، از تدریس در نظامیه محروم شد، بلکه حقوق و مزایای استادی او در خارج از نظامیه نیز محدود و بلکه قطع شد.
او در خانه و محیط علمی نیز با مشکلات و محدودیت هایی روبرو گردید. با این همه از مذهب خود دست نکشید و با افتخار گفت از سرتا به قدم، پیرو شیعه ی آل محمد (ص) هستم.
این در حالی بود که بسیاری از بزرگان و استادان مذاهب دیگر مثل: «احمد بن علی بن برهان» متوفای ٥١٨ه-.ق. و «ابوبکر محمد بن یحیی بن مظفر» معروف به «ابن جبیر سلامی» متوفای ٦٣٩ه-.ق. به خاطر کسب اجازه تدریس در نظامیه، از مذهب خود دست کشیده به مذهب «شافعی» گرویدند.
اما شهرت و مهارت فصیحی در تدریس علوم دینی و ادبی، سبب گردید که شاگردان مدرسه ی نظامیه برای استفاده از وی، به منزلش هجوم ببرند.
فصیحی پس از مدتی آنها را قانع کرد که برای حفظ شرایط مدرسه و محروم نشدن از مزایای آنجا، به نزد استاد منصوب پس از وی بروند و از دروس او استفاده کنند.
بعد از آن فصیحی خانه نشین گشت و عزلت گزید. به خاطر همین عزلت گزینی، مورد طعن برخی از معاصران خود واقع شد.
اما فصیحی با سرودن اشعار نغزی پاسخ آنان را داد و حتی «ابن سکره» را که در طعن «شیعه» اشعاری سروده و متعه را حرام اعلام کرده بود، با گفتن اشعاری رد کرد.
سرانجام این دانشمند بزرگ ایرانی در غربت و تنهایی، به سال ٥١٦ه-.ق. در «بغداد» جان سپرد و هم در آنجا مدفون گشت.
اما به نظر نویسنده ی «تاریخ الکاظمیه»، جنازه ی وی به «کاظمیه» منتقل و در «مشهد» شریف «کاظمین» علیهما السلام به خاک سپرده شد.
درباره ی شهرت وی به فصیحی، گفته اند که به جهت مطالعه زیاد کتاب «فصیح» «ثعلب نحوی» چنین نامیده شد. لیکن به نظر می رسد «فصیحی» تخلّص وی در شعر بود.
گفتنی است که شخصیت دیگری از مردم «جرجان» و «استرآباد» با شهرت یا تخلّص فصیحی وجود دارد که گویا مثنوی «وامق و عذرا» را سروده است. در جای خود به او اشاره خواهد شد.
هم چنین «فضل الله حروفی» را نیز «فصیحی» خوانده اند. برخی گفته اند وی در شعر «فصیحی» تخلّص می کرد. در حالی که تخلّص مشهور «فضل الله حروفی»، «نعیمی» است.
آثار:
دیوان
مرحوم «آقابزرگ» در «الذریعه»، وی را در زمره ی شاعران آورده و از دیوان یا اشعار او سخن گفته است.
در «ریاض العلما» بخشی از اشعار وی ثبت گردیده است. اینکه دیوان وی تدوین نشده یا مفقود گشته، اطلاع دقیقی در دست نیست. به همین دلیل هیچ نسخه ی خطی از وجود آن گزارش نشده است.
منابع:
اثر آفرینان ٤/٢٨٩؛ اشاره التعیین ٢٢٧؛ اعیان الشیعه ٨/٣١٣؛ انباه الرواه ٢/٣٠٦؛ بغیه الوعاه ٢/١٩٧؛ البلغه ١٥٦؛ تاریخ الکاظمیه ٢٧٧؛ تاسیس الشیعه ١١٢؛ جمهره