راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٢ - باب ششم در مسائل متفرقه
از ظهر است و نيز بنابر اصالت بقا، وقت آن به اندازه وقت نماز ظهر ادامه دارد، و روايت مذكور حمل بر افضليّت شده است. اين رأى خالى از قوّت نيست، هر چند رأى اوّل اقواست، زيرا در آن نيازى به تأويل نيست.
مسأله: ظهر با زيادتى سايه پس از كاهش، يا حدوث سايه پس از عدم آن شناخته مىشود.
همچنين هر گاه كسى رو به نقطه جنوب بايستد و خورشيد مقابل ابروى راست او قرار گيرد، يا سايه از خطّ نصف النهار به سمت مشرق متمايل شود، آن هنگام ظهر خواهد بود. غروب بنابر آنچه از اخبار صحيح به دست مىآيد با استتار قرص خورشيد و ناپديد شدن آن از انظار در حال عدم وجود حايل، شناخته مىشود. بعضى گفتهاند با برطرف شدن حمره مشرقيّه غروب تحقّق مىيابد و اكثر علماء همين را اختيار كردهاند، و اين از لحاظ نماز مغرب و افطار به احتياط نزديكتر است. نيمه شب با سرازير شدن ستارگانى كه به هنگام مغرب طلوع كردهاند از سمت الرّاس، و نيز به وسيله منازل ماه و قاعده غروب و طلوع آن شناخته مىشود. فجر اوّل به وسيله نور باريك مستطيلى كه فاصله ميان آن و افق را تاريكى فرا گرفته است دانسته مىشود. فجر ثانى با همين نور شناخته مىگردد، ليكن اين نور طول و عرض را فرا گرفته و در عرض افق گسترش يافته و به آن متّصل شده است.
غزّالى مىگويد: تشخيص فجر در آغاز دميدن آن از طريق مشاهده دشوار است، مگر آن كه انسان منازل ماه را بياموزد، زيرا معلوم است كه طلوع آن با طلوع ستارگانى كه به چشم ديده مىشوند مقارن مىباشد. پس با مشاهده ستارگان بر وجود آن استدلال مىگردد، و در دو شب هر ماه فجر به وسيله قمر شناخته مىشود، زيرا ماه در شب بيست و ششم با فجر طلوع مىكند، و در شب دوازدهم هر ماه، صبح با غروب ماه طالع مىشود، و اين در غالب اوقات صورت مىگيرد، و در برخى ماهها تفاوتهايى اتّفاق مىافتد كه شرح آنها طولانى است. فرا گرفتن منازل قمر براى مريد بسيار مهمّ است تا از اين راه بتواند بر اندازه اوقات شبانهروز آگاهى يابد. او مىگويد: ظهر را از طريق افزايش سايه