راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٨٥ - كتاب ترتيب اوراد و چگونگى احياى شب
مهربانى كار خود را انجام دهد، و در تمامى كارهاى خود از ذكر خدا غفلت نورزد، و در كسب به اندازهاى كه نياز همان روزش برطرف شود بسنده كند و اين در صورتى است كه بتواند هر روز به مقدار نياز روزانهاش كسب كند، و هنگامى كه كفاف روز خود را به دست آورد بايد به خانه باز گردد و به تهيّه توشه آخرت مشغول شود، زيرا نياز او به توشه آخرت شديدتر و برخوردارى از آن طولانىتر است، و اشتغال براى به دست آوردن اين توشه از تلاش براى تحصيل چيزى كه افزون از نياز روزانه اوست مهمّتر مىباشد. گفته شده است: مؤمن جز در سه جا حاضر نباشد: عمارت مسجد، ساختن خانهاى كه او را مستور بدارد و حاجتى كه از آن ناگزير باشد، و اندكند كسانى كه مقدار آنچه از آن ناگزيرند بدانند، بلكه بيشتر مردم آنچه را از آن بىنيازند نياز خود مىشمارند، زيرا شيطان به انسان وعده فقر مىدهد و او را به فحشاء وامىدارد و انسانها نيز به سخن او گوش فرا مىدهند و از بيم فقر و نادارى چيزى را كه نخواهند خورد و از آن بهرهاى نخواهند برد گرد مىآورند، در حالى كه خداوند به آنان وعده بخشش و آمرزش مىدهد امّا آنها از آن روى مىگردانند و به آن رغبت نشان نمىدهند.
٢- قيلوله (خواب يا استراحت چاشتگاهى) و آن سنّت است تا براى قيام شب بدان قوّت گيرد، چنان كه سحورى خوردن سنّت است تا به سبب آن بر روزهدارى توانايى يابد. و اگر براى نماز شب برنمىخيزد، و بگونهاى است كه اگر نخوابد نمىتواند به عمل نيكى اشتغال ورزد، و بسا كه با غافلان بياميزد، و با آنها به گفت و شنود پردازد، در اين صورت چنانچه شوق انجام دادن اذكار و وظايفى را كه ذكر شد ندارد خوابيدن براى او سزاوارتر مىباشد چه در خواب خاموشى و سلامت است. يكى از بزرگان گفته است: زمانى بر مردم فرا مىرسد كه خاموشى و خواب بهترين كارهاى آنهاست، و چه بسا عابدى كه خواب نيكوترين اعمال اوست و اين بدان سبب است كه در عبادتش ريا مىكند و در آن خالص نيست، چه رسد به غافل فاسق. پيشينيان صالح خوش داشتند كه در هنگام فراغت بخوابند تا سلامت يابند، زيرا خواب براى تأمين سلامت و كسب