روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٩ - ترجمه
داد و گفت: عَسىٰ رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ ،اميد است كه خداى تعالى دشمن [شما] [١]را هلاك كند و شما را در زمين خليفه كند.
ابو على گفت:خداى تعالى ايشان را خليفه كرد در زمين مصر از پس موسى،آنگه بيت المقدّس بگشاد براى ايشان بر دست يوشع بن نون [٢].آنگه در روزگار داود دگر شهرها بگشاد براى ايشان و در عهد سليمان ملك زمين به ايشان داد،فذلك قوله: وَ يَسْتَخْلِفَكُمْ [٣]فِي الْأَرْضِ ،آنگه گفت:خداى تعالى با شما اين بكند و امتحان كند شما را تا خود چه خواهى كرد [٤].خداى تعالى فرعون را هلاك و ملك مصر به ايشان داد.ايشان به شكر آن گوساله پرستيدن پيش گرفتند-چنان كه قصّۀ او بيايد [٥]-إن شاء اللّه [٦].
آنگه حقتعالى آغاز بليّت قوم فرعون حكايت مىكند و مىگويد: وَ لَقَدْ أَخَذْنٰا ،ما بگرفتيم بهدرستى آل فرعون را به سالهاى قحط.«لام»تأكيد راست،و «قد»لتقريب الماضي من الحال،چنان كه كسى را بينى كه منتظر ركوب امير باشد گويى:قد ركب الامير،يعنى اين ساعت بر نشست.و آل مرد [٧]خاصّگان او باشند [٨]كه يؤول امرهم اليه.و گفتهاند:آل از اهل خاصتر است،لهذا يقال:اهل البلد،و لا يقال آل البلد.و«سنين»جمع سنه باشد و به سنه كنايت كنند از قحط و اين را به كثرت استعمال مخصوص كردند به سال قحط تا از او فعل برگرفتند، فقالوا:اسنت القوم اذا دخلوا فى[السّنة،اى في] [٩]القحط،قال الشّاعر: [١٠]
عمرو العلى هشم الثّريد لقومه
و رجال مكّة مسنتون عجاف
[٩] [١] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٢] .مج،وز،لت:يوشع بن النّون.
[٣] .اساس،مل،آج،لب:يستخلفنّكم،با توجه به مج،وز و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٤] .مج،وز،مل،لت:خواهيد كردن.
[٥] .مل+به جاى خويش.
[٦] .مل+وحده العزيز.
[٧] .مل:مردم.
[٨] .مج،وز،آف،آن:باشد.
[١٠] .مج،وز+شعر.