روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٧ - ترجمه
للّذين آمنوا خالصة يوم القيامة،نصب او بر ظرف است من قوله: خٰالِصَةً .
كَذٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيٰاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ،ما تفصيل آيات چنين كنيم كه ديدى [١]براى آنان كه دانند و اگرچه تفصيل براى دانا و نادان است و لكن چون انتفاع دانايان را بود دون نادانان،ايشان را تخصيص كرد [٢]به ذكر [٣]:
قُلْ إِنَّمٰا حَرَّمَ ،بگوى اى محمّد كه خداى تعالى حرام كرد [٤]فواحش و قبايح را آنچه ظاهر است از آن و آنچه باطن است.قديم تعالى [٥]چون مشركان را تعيير كرد به تحريم [٦]محلّلات كه چيزها كه در عقل و شرع حلال بود ايشان را از رأى خود به اعتقادات فاسد بر خود حرام كردند،نيز تعيير كرد ايشان را به تحليل محرّمات [٧]كه بعضى در عقل حرام بود و بعضى در شرع،كه [٨]در هر دو مخطىاند:
هم در استحلال حرام و هم در تحريم حلال.قولى آن است كه:به ظاهر و باطن فواحش،طواف ايشان خواست برهنه گرد خانۀ خدا،مردان به روز[اين ظاهر بود] [٩]و زنان به شب،و آن باطن بود.و بيان كرديم كه«انّما»،لإثبات الشّىء و نفى ما سواه،و معنى آن باشد كه:ما حرّم ربّى الّا الفواحش [١٠]،خداى من هيچچيز [١١]از اين چيزها كه شما تحريم مىكنى حرام نكرده است مگر فواحش و قبايح.و«تحريم»منع باشد از فعل باقامة الدّليل بر وجوب اجتنابش،و ضدّ او «تحليل»باشد و آن اطلاق فعل باشد به بيان از جواز تناول او.و اصل تحريم از «حرمان»باشد و آن منع بود [١٢]كه ضدّ«رزق»باشد،يقال:حرم فلان كذا اذا منع
[١] .آف:ديديد.
[٢] .مج،وز،لت:كردند.
[٣] .بم:تخصيص كردند.كه.
[٤] .مج،وز،لت،مل:به حرام كرد.
[٥] .مج،وز،مل،لت:جلّ جلاله.
[٦] .اساس،بم،آف،آن:تحليل،با توجه به مج،و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .مج،وز،لت:محرماتى.
[٨] .آج،لب،آن،آف،لت:و بازنمود كه.
[٩] .اساس:ندارد،با توجه به مج افزوده شد.
[١٠] .مج،وز،مل:ربّى الفواحش.
[١١] .همۀ نسخه بدلها بجز آن:هيچچيز.
[١٢] .مج،وز:باشد.