روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٩ - ترجمه
انباز گرفتن آنچه خداى به آن حجّتى فرونفرستاد.و«سلطان»برهان و حجّت باشد ازآنجا كه مسلّط بود بر شبهت،و بيان و فرقان و حجّت و دليل همه نظاير است.
و نيز از جملۀ آنچه حرام كرد آن است كه:بر خداى چيزى گويى كه ندانى [١]،و در آيت دليل است بر بطلان تقليد كه مقلّد بر خداى چيزى گفته باشد كه ندانسته بود،و خداى اين حرام كرده است.پس در تحريم اين،تحريم تقليد باشد.
قوله: وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ ،«امّت»جماعتى باشند [٢]از مردمان و اصل [٣]من امّة اذا قصده.و اقسام و معانى او گفته شده است پيش از اين.و«أجل»وقت باشد، و دين مؤجّل،أى موقّت.حقتعالى گفت:هر امّتى را و گروهى را و قرنى را اجلى هست،يعنى وقت مرگ و وقت هلاكى و وقت نفاد [٤]عمرى هست چون آن اجل درآيد يك ساعت تقديم و تأخير نكنند.و استقدم و تقدّم بمعنى،و كذلك استأخر بمعنى تأخّر،و كلام در اجل برفت بر استقصاء در سورت انعام في قوله:
قَضىٰ [٥]أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ، [٦]و آنكه اجل دو است يا يكى و اختلاف مذاهب در او و بيان مذهب درست از جمله.
يٰا بَنِي آدَمَ إِمّٰا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ -الآية،خطاب است اين آيت با جملۀ مكلّفان فرزندان آدم،گفت:اى پسران آدم اگر آيند [٧]به شما پيغامبران [٨]هم از شما كه آدميانى [٩].و اصل«امّا»،«إن ما»بوده است،«نون»در«ميم»ادغام كردند لقرب [١٠]المخرج عند الكوفيين و عند البصريّين [١١]،قلبت ميما ثمّ ادغمت
[١] .گويى كه ندانى/گوييد كه ندانيد.
[٢] .مل:باشد.
[٣] .اساس:اصل،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٤] .مج،وز:نفاذ/نفاد.
[٥] .مج،وز،مل،لت:ثمّ قضى.
[٦] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ٢.
[٧] .اساس،بم،آف،آن:گويند،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .مج،وز،مل،آج،لب:پيغمبرانى.
[٩] .مج،وز:آدميانيد.
[١٠] .اساس:بقرب،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[١١] .اساس:عند الكوفين و عند البصرين،با توجه به مج،وز تصحيح شد.