روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٢ - ترجمه
حقيقت آن خبرى كه مخبر برخلاف آن باشد،و خداى تعالى ايشان را در اين مقالت كاذب خواند،دگر آنكه بر اين قاعده خداى را نرسد [١]كه بر ايشان انكار كند كه ايشان آنچه كردند به اراده و مشيّت خداى كردند و هركس كه او كارى كند موافق ارادۀ كسى مطيع او باشد و در او عاصى نبود،چه طاعت امتثال [٢]امر و اراده باشد.اگر گويند:خداى اين مقالت براى آن بر ايشان عيب كرد كه از سر ظن گفتند نه از سر علم و روا باشد كه چيزى از سر ظن گويند،و صدق باشد، گوييم:اگر چنين بودى كه گفتى،خداى تعالى حكم نكردى به آنكه دروغ مىگويند و ايشان را دروغزن نخواندى [٣]چون ايشان را كاذب خواند و مكذّب دليل آن مىكند كه خبرى دادند از خداى و صفات خداى كه مخبر به خلاف خبر بود تا خداى ايشان را كاذب خواند سواء اگر [٤]ظن گفتند و اگر از خلاف ظن.
دگر آنكه آنكس كه گمان برد كه چيزى بر صفتى است از ظنّ خود و اعتقاد خود خبر دهد او را كاذب نگويند در خبر،و ظنّ او را خطا گويند،فكيف چون گمان برد و آن خبر چنان باشد كه ظنّ او بود على زعمهم.دگر آنكه اگر از سر علم گفتندى الّا عدل و توحيد نگفتندى [٥]،براى آنكه علم از نظر در ادلّه حاصل آيد اين جا و آنكس كه او نظر كند در ادلّه به شرايط خود لابد نظر او توليد علم كند پس اگر از سر علم گفتندى جز ايمان و توحيد و علم نبودى و ملامت راه نيافتى بر هيچ دو گروه.
قُلْ فَلِلّٰهِ الْحُجَّةُ الْبٰالِغَةُ ،آنگه حقتعالى گفت:يا محمّد بگو اين كافران را كه بيامدهاند [٦]و با تو احتجاج مىكنند به امثال [٧]اين خرافات و محالات تعلّل مىكنند در كفر خود به جبر و آنگه ايشان و پدرانشان كافر [٨]براى آناند كه خداى
[١] .مج،وز:برسد.
[٢] .مج،وز:امساك.
[٣] .مج:بخواندى.
[٤] .مج،وز،لت+از؛مل+از سر.
[٥] .مج،وز:نگفتى.
[٦] .مج،وز:نيامدهاند.
[٧] .مج،وز:امتثال.
[٨] .آج،لب:كافران.