روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٠ - ترجمه
تا آنجا حكايت است از ايشان آنگه اين كلام مبتداست: كَذٰلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ، گفتند:همچنين تكذيب كردند و به دروغ داشتند پيغامبران را پيش از اين[١٢٣-ر] آنان كه پيش اينان بودند و«كذب»به تخفيف خواندند همچنين دروغ گفتند بر خداى آنان كه پيش ايشان بودند،و بر قرائت عامّه كه«كذّب»خواندند دليل آن مىكند كه پيغامبر-عليه السّلام-بخلاف اين گفت كه ايشان گفتند تا ايشان او را تكذيب كردند.
حَتّٰى ذٰاقُوا بَأْسَنٰا ؛تا عذاب ما بچشيدند يعنى تا عذاب و هلاك ما به ايشان رسيد.
آنگه گفت يا محمّد بگو: هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ ؛به نزديك شما علمى هست؟تا براى ما برون [١]آرى كه ما ندانيم تا بدانيم،و اين بر سبيل تهكّم و سخريّت گفت با ايشان و انكار بر ايشان و آنكه بازنمايد كه ايشان را علمى نيست.آنگه گفت: إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ ؛شما متابعت نمىكنيد مگر گمان را و الّا دروغ نمىگويى [٢]،و الخرص الكذب و الحزر ايضا و معناهما متقارب،براى آنكه نادره باشد كه آنچه حزّار [٣]گويد [٤]راست بازآيد چنان كه در او هيچ تفاوتى نباشد به اندك و بسيار،پس حزر [٥]بيشتر دروغ باشد،و منه قوله: قُتِلَ الْخَرّٰاصُونَ ،اى الكذّابون حقتعالى [٦]به اين آيت احتجاج كرد بر مشركان و مجبّران و بازنمود كه مجبّران هم آن مقاله مىگويند كه مشركان مىگويند [٧]و مشركان نيز همان مقاله گفتند كه پيش ايشان گفتند،و اين آيت من ادلّ الدّليل است بر بطلان قول مجبّره [٨]و اضافت ايشان ارادۀ كفر و قبيح [٩]با خداى تعالى،براى آنكه باتّفاق آيت وارد است مورد مذمّت و ملامت و عيب و تقريع بر گويندگان اين مقالت بنگر تا چه مقالتى باشد جبر كه خداى تعالى ملامت به شرك و كفر رها كند و ايشان را به جبر ملامت كند تا مثل در حقّ ايشان
[١] .مج،وز،مل،آج،لب،لت:بيرون.
[٢] .نمىگويى/نمىگوييد.
[٣] .مل،آف:حراز.
[٤] .آف:گويند.
[٥] .مل،آج،لب،بم،آف،لت:حرز.
[٦] .مل:سبحانه و تعالى.
[٧] .مج،بم،لت،آن:گفتند.
[٨] .مج،وز،لت:مجبّران.
[٩] .مج،وز،لت+را.