روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨١ - ترجمه
محقّق شود كه مع كفره قدريٌّ كه با آنكه كافراند قدرىاند [١]و چون اين مقالت [٢]بر كافران و مشركان عيب و نقص باشد همانا بر مسلمانان هنر نباشد،دگر آنكه خداى تعالى بازنمود كه اين قول دروغ گفتند و تكذيب رسول كردند.اگر گويند اين آنگه باشد كه قرائت«كذب»بتخفيف گويند،گوييم:بازنموديم كه آن نيز خواندهاند و ديگر آنكه مكذّب [٣]بر حقيقت كاذب باشد چه مكذّب [٤]آن بود كه صادقى را گويد:
كذبت فيما قلت،و اين خبرى است كه مخبر بخلاف آن باشد و اين [٥]حقيقت كذب است.جز كه مكذّب [٦]خاصتر بود و كاذب عامتر بود هر مكذّب كاذب بود و لكن نه هر كاذب مكذّب باشد،و بر قرائت آنكس كه به تشديد خواند الزام كم از اين نيست براى آنكه مراد به تكذيب رسولان چيزى بايد كه لايق اين [٧]حال باشد و چيزى ديگر اجنبى نشايد تا كلام متنافر و متناقض نشود و اگر از اين بگريزد به علّت تثقيل قرائت به: إِنْ هُمْ إِلاّٰ يَخْرُصُونَ [٨]،چه كند و آن خرص دروغ [٩]است آنجا به اتّفاق اگر گويند خداى تعالى اين براى آن بر ايشان عيب كرد كه بر سبيل استهزاء گفتند نه بر سبيل ايمان،گوييم:خلاف اين معلوم است از ايشان و مذهب ايشان كه ايشان آنچه از اين معانى گفتند از سر اعتقاد و تقرّب گفتند و گمان بردند و مانند اين: لِيُقَرِّبُونٰا إِلَى اللّٰهِ زُلْفىٰ [١٠]،و قوله: هٰؤُلاٰءِ شُفَعٰاؤُنٰا عِنْدَ اللّٰهِ [١١]، و قوله: هٰذٰا لِلّٰهِ بِزَعْمِهِمْ [١٢]،و دليل ديگر بر اين آن است كه:ايشان بر سبيل احتجاج و حجّت انگيختن گفتند و آن نه جاى استهزاء و سخريّت باشد،دگر آنكه:
مستهزئ و [١٣]ساخر را كاذب نگويند براى آنكه مخبرى نيست بر [١٤][١٢٣-پ]
[١] .وز:كافر قدرىاند؛آج،لب:كافران قدرىاند.
[٢] .مج:با.
[٤] [٣] .مج،وز،آج،لب:مكذوب.
[٥] .مج،وز،مل+بر.
[٦] .آج،لب:مكذوب.
[٧] .مل:آن؛آج،لب:ندارد.
[٨] .سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ٢٠،شعرانى:ان انتم الّا تخرصون.
[٩] .آن:دوروغ.
[١٠] .سورۀ زمر(٣٩)آيۀ ٣.
[١١] .سورۀ يونس(١٠)آيۀ ١٨.
[١٢] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١٢٦.
[١٣] .مج،وز:ندارد.
[١٤] .مج،وز،آن:به.