روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٩ - ترجمه
تزلزل و تدكدك [١]و آن محال است كه جسمى هم ساكن باشد هم متحرّك.پس هرچه بر او موقوف كنند و به او تعلّق كنند هم محال باشد و اين روشن است بحمد اللّه و سكون او در حال تحرّك محال باشد،پس آنچه به او تعليق كنند هم محال باشد.اىعجب هر صحيحى كه تعليق كنند[١٩٤-ر]به محال محال باشد چون محال به محال تعليق كنند چه شود،حقتعالى گفت: وَ لاٰ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتّٰى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيٰاطِ [٢]،كافران به بهشت نشوند تا شترى به سوراخ سوزنى بنشود،دخول جنّت از كافر مستحيل نيست عقلا چون به محالى بازبست محال باشد رؤيت قديم تعالى محال است ازآنجا كه نه جسم است و نه لون و نه صفت اجسام و الوان است،چون به محال [٣]بازبندند صحيح خواهد شد؟ دليل سديگر از اين آيت قوله تعالى: فَلَمّٰا تَجَلّٰى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسىٰ صَعِقاً ،چون خداى تعالى تجلّى كرد و نور او يا امر او بر كوه فتاد كوه پاره پاره شد و موسى بىهوش بيفتاد،و بر قولى بمرد.اگر به ظهور كمتر جزوى از نور عرش او اين بباشد،همانا به ظهور او چشمها را-تعالى علوّا كبيرا-خلايق و بهشت و دوزخ نيست شود.
دليل ديگر قوله: سُبْحٰانَكَ ،براى آنكه تنزيه خداى عقيب اين گفتار الّا از اين نباشد دون ساير مطاعن تا سخن متناسب بود.
دليل ديگر قول موسى-عليه السّلام: تُبْتُ إِلَيْكَ ،اگر رؤيت او و اعتقاد آن ايمان است،پس موسى-عليه السّلام-از ايمان چگونه توبه كرد،و توبه موسى -عليه السّلام-احسن احوالها آن باشد كه حمل كنند آن را بر فزع با خداى تعالى با خشوع و استكانت از چيزى كه تركه [٤]اولى،و توبۀ همۀ پيغامبران بر اين وجه باشد، با آنكه به نزديك جمله امّت توبه ايشان از صغيره باشد يا از كبيره،و مثبتان رؤيت
[١] .مج،وز:تدكدكش.
[٢] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٤٠.
[٣] .مل:محالى.
[٤] .اساس:ترك،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.