روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٧ - ترجمه
برفت-و براى آن زنان را گفت رها كنيم اين جا تا كسانى باشند كه ايشان را خدمت كنند،و ايشان از شرّ ايشان ايمن باشند كه زنان را شوكت كارزار نباشد. وَ إِنّٰا فَوْقَهُمْ قٰاهِرُونَ ،و ما از بالاى ايشان قاهر و غالبيم و ايشان ذليل و اسير مااند.
قوم موسى با موسى اين شكايت كردند،موسى گفت قومش را: اِسْتَعِينُوا بِاللّٰهِ وَ اصْبِرُوا ،از خداى يارى خواهى [١]و صبر كنى [٢]و پناه با او دهى [٣].و «استعانت»طلب معونت باشد،و اين را«سين»طلب گويند.و«صبر»حبس النّفس على ما تكره باشد،و خلاف او جزع باشد،قال الشّاعر [٤]:
فان تصبرا فالصّبر خير مغبّة
و ان تجزعا فالأمر ما تريان
إِنَّ الْأَرْضَ لِلّٰهِ
،بعضى گفتند [٥]:زمين مصر است و حمل او كردن بر عموم اولىتر[باشد] [٦].زمين خداى راست به ميراث،به آنكس دهد كه خواهد از بندگان.و ارثوميراث جعل الشّىء للخلف بعد السّلف باشد،آنچه از مرده بازماند به زندۀ[مستحق] [٧]ان را ارث و ميارث و تراث خوانند،در جز اين جاى استعمال كنند بر سبيل مجاز
كقوله [٨]-عليه السّلام- (العلماء ورثة الانبياء) ،و به معنى تعقيب استعمال كنند،كقولهم:أورثه اكل الطّين صفرة اللّون،أى اعقبه.و «ايراث»به ميراث رها كردن باشد.و در معنى آيت دو قول گفتند:يكى تسليت و دلخوشى دادن ايشان بر آنكه دنيا بر كس بنماند [٩]كه از شأن او انقلاب و انتقال است-چنان كه پوشيده نيست-و شعرا در او بسيار گفتند،منها [١٠]:
و حسبك قول النّاس فيما رأيته [١١]
لقد كان هذا مرّة لفلان
[١] .مج،وز،مل،آج،لب،آن،آف:خواهيد.
[٢] .مج،وز،مل،آج،لب،آن،آف:كنيد.
[٣] .مج،وز،مل،آج،لب،آن،آف:دهيد.
[١٠] [٤] .مج،وز،مل+شعر.
[٥] .مل،لت+مراد.
[٧] [٦] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٨] .اساس،آف:كقولهم،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٩] .اساس:نماند،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[١١] .مج،وز:ملكته.