روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٣ - ترجمه
بختىاند؟گفت:آن فرشتگان خداى مناند،گفت:اگر من اسلام آرم،خداى تو قصاص قوم من از ايشان بازخواهد و انتقام كشد براى من؟گفت:و ويحك،هيچ پادشاه [١]را ديدى كه از لشكر خود انتقام كشد؟گفت:اگر نيز بكند هم خشنود نشوم.باد در آمد و او را بربود و برآن كوه زد و پاره پاره كرد و به اصحاب [٢]خود لاحق شد.
ابو امامة الباهلىّ روايت كند كه:گروهى از اين امّت همهشب مقام كنند بر طعام و شراب و لهو [٣]،در روز آيند خوك و بوزينه [٤]گشته،خداى تعالى ايشان را خسف كند و به زمين فروبرد [٥]،و باد عقيم كه عاد را هلاك كرد بر ايشان گمارد، با آنكه خمرخواره [٦]و رباخواره [٧]باشند و زنان مطرب [٨]دارند و جامۀ حرير پوشند و رحم ببرند،و از عاد كس نماند الّا آن گروه كه به مكّه بودند،از مكّه بيرون آمدند و با نزديك معاوية بن بكر آمدند.و مردى برسيد بر شترى نشسته در شب سيم [٩]از هلاك عاد و خبر داد ايشان را به حديث عاد و هلاك ايشان،گفتند:هود را كجا رها كردى [١٠]؟گفت:به ساحل دريا.ايشان را شكّى پديد آمد در گفت او،ايشان را هذيله بنت بكر گفت:صدق و ربّ مكّة،و مرثد بن سعد را و لقمان عاد و قيل بن عير [١١]را گفتند چون به مكّه دعا كردند،و گفتند:بار خدايا ما را آرزويى كه هست بده!منادى ايشان را ندا كرد كه خداى دعاى شما [١٢]اجابت كرد،اكنون حاجت بخواهى [١٣]و آرزوى خود بگويى [١٤].
[١] .مل:پادشاهى.
[٢] .مج،وز،لت:با صحابان.
[٣] .آج،لب+و لعب.
[٤] .مج،وز،لت:بوزنه.
[٥] .مج:فرود برد.
[٧] [٦] .لت:خاره.
[٨] .لت:مطربه.
[٩] .مج،وز:سهام.
[١٠] .مج،وز:كردندى.
[١١] .مل:قيل بن عتر.
[١٢] .وز+را.
[١٣] .مج،وز،مل،آج،لب:بخواهيد.
[١٤] .مج،وز،مل:بگوييد.