روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٤ - ترجمه
حكم قاضى [١]باشد.
وَ كَذٰلِكَ نَجْزِي الظّٰالِمِينَ ،و ظالمان را همچنين [٢]جزا دهيم،و مراد به ظالم هم كافر است من قوله: إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ [٣].و اصحاب وعيد را به اين [٤]تمسّك نيست براى آنكه باتّفاق ما و ايشان تخصيص عموم قرآن به ادلّۀ عقل و آيات قرآن روا باشد،و ادلّۀ عقل و آيات ارجاء مخصّص اين آيت است و مانند اين.
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ ،حقتعالى چون ذكر كافران و مكذّبان بگفت و آنچه جزا و سزاى ايشان است،در عقب آن ذكر صالحان و مؤمنان گفت و آنچه ثواب ايشان است تا جمع كرده باشد هر دو لطف مكلّف را بطرفى التّرغيب و التّرهيب،تا به ايمان و طاعت نزديكتر باشد،گفت:آنان كه بگروند و عمل صالح كنند.اين آيت و هرچه مانند اين است دليل مىكند بر آنكه عمل صالح از ايمان نباشد و الّا عطف الشّىء على نفسه باشد،بمثابت قوله:«آمنوا»و «آمنوا».و خبر وَ الَّذِينَ آمَنُوا ،آن جمله است كه: أُولٰئِكَ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ است.و قوله: لاٰ نُكَلِّفُ [٥]نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا ،حشوى است در ميان مبتدا و خبر افتاده براى بيان عدل را تا مكلّف استصعاب ايمان نكند [٦]و گمان نبرد [٧]كه آن تكليفى است كه او به آن [٨]بر نيايد،گفت:ما تكليف نكنيم هيچ نفسى را الّا [٩]آنچه وسع و طاقت و امكان و توانايى او باشد.و اگر انديشه كنند،خداى تعالى به قدر طاقت تكليف نكرده است ما را از فضل و كرم خود،بل دون طاقت و كم [١٠]از
[١] .چاپ شعرانى:قاض.
[٢] .مج،مل:هم چنين.
[٣] .سورۀ لقمان(٣١)آيۀ ١٣.
[٤] .مج،وز،مل+آيت.
[٥] .اساس،مل،آج،لب،بم،آف،آن:يكلّف،مج،وز:تكلّف،با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٦] .مج،وز:بكند.
[٧] .آف:برد.
[٨] .آف:با او.
[٩] .مج،وز:نفس و الّا.
[١٠] .مج،وز،لت:كمتر.